نوع مقاله : مقاله علمی
نویسنده
طلبه نمایندگی المصطفی در استان مرکزی. 1158114
چکیده
کلیدواژهها
مقدمه
اخلاق اجتماعی یا روش برخورد انسان با محیط اطراف خود، در اسلام از اهمیت و جایگاه والایی برخوردار است ؛ ضرورتی که روز به روز با توسعه ارتباط بشر بیشتر درک می شود. توجه به آیات و روایات ودعاهای مأثور از ائمه معصوم (علیهم السلام ) می تواند دید گاه دین مبین اسلام به ویژه دعا را نسبت به اخلاق در اجتماع و محدوده آن مشخص کند .
صحیفه سجادیه که یکی از متون دعایی بر جای مانده ازچهارمین امام شیعه است افق های مختلف را به روی خواننده می گشاید . یکی از این افق ها تبیین اخلاق شایسته اسلامی و انسانی در ارتباط با مردم است . برخی افراد گمان می کنند که در دعاها به این گونه معارف و اخلاق اجتماعی پرداخته نمی شود ودر آنها فقط در باره ارتباط با خداوند بحث می شود. به این منظور در این تحقیق ابتدا به تبیین مفاهیم و کلیات ومعرفی صحیفه سجادیه می پردازیم سپس بیان می کنیم که بخاطر شرائیط ویژه سیاسی ، اجتماعی و اخلاقی آن دوران امام علیه السلام از زبان دعا استفاده کرده است، و همچنین محتوای صحیفه سجادیه را به سه بخش «ارتباط با خداوند» «ارتباط با خود » و « ارتباط با جامعه » تقسیم می کنیم . در ادامه با توجه به اختلاف دانشمندان در تعریف اخلاق ، بیان می شود که مراد ما از اخلاق در این تحقیق، شایسته ها و نا شایست های افکار و کردار است که به چنین اخلاقی اگر مربوط به روابط گروهی باشد ، اخلاق اجتماعی گفته می شود.
سپس در فصل دوم این تحقیق به بررسی اصول اخلاق اجتماعی در صحیفه سجادیه می پردازیم و از نقش چند اصل اخلاقی همچون صداقت، احترام به انسانیت ، تواضع ، مسؤلیت درقبال خانواده وفرو خوردن خشم در روابط فرد با مردم ، سخن گفته و در فصل سوم این تحقیق بحث اخلاق در خانواده را در سه محور والدین ، فرزندان و زن وشوهر پی گیری می کنیم.
انسان موجودی است اجتماعى، و برای تأمین سعادت و رفاه خود ناگزیر است با دیگران همکـاری وهمگامى داشته باشد. هر یک از انسان ها به حکم آفرینش و زمینه فطری علاقه دارنـد کـه آزاد باشـند، حال آنکه این امر به طور مطلق با خواست و روش جامعه سازگار نیست بنابراین، لازم است در اجتماع ضابطه و معیاری وجود داشته باشـد و همـه افـراد رفتـار و سلوک خود را بر آن مبنا قرار دهند و حیات جمعى خود را نظام ببخشند. جامعه نیازمند قانون است ولى بیش از آن به اخلاق محتاج است؛ چراکه اخلاق ، زندگى ها را انسانى می کند و همین فضایل اخلاقی اگر در جامعه نهادینه شود زمینه تطبیق قانون را فراهم میکند. از آنجایى که عنصر اختیار درزندگى اجتماعی مقدمه ای برای تکامل همه افراد است و از طرفى ادامه حیات اجتماعى بدون حاکمیت اخلاق و قانون امکان پذیر نیست، باید اخلاق به کمک قانون بشتابد و آزادی ها واختیارات انسان را در چهار چوب فضایل اخلاقی محدود نماید.
ادعیه ائمه اطهار علیهم السلام تالى تلو قرآن کریم است و در مقابل قـرآن مجیـد کـه کـلام نـازل است، کلام صاعد لقب گرفته است. صحیفه سجادیه امـام سـجاد علیه السلام یکـى از منـابع عظـیم اخلاقى است در این تحقیق برآنیم که جایگاه و اصول اخلاق اجتماعی را از منظر صحیفه سجادیه بیان کنیم.
برخی از تحقیقات که تاکنون با این نوع نگاه ، در صحیفه سجادیه انجام شده است عبارت اند از:
با نگاهی به پژوهش های انجام شده در مورد اخلاق به صورت عام واخلاق اجتماعی در صحیفه سجادیه به صورت خاص متوجه می شویم آنچه در این میان مهم واساسی است و هنوز به آن پرداخته نشده است جایگاه شناسی اخلاق اجتماعی در صحیفه سجادیه و ارائه نظام مند معارف موجود در آن است . لذا نو آوری های پژوهش حاضر، نظام مندی و دسته بندی و تحلیل معارف موجود و بیان اصول اخلاق اجتماعی با رویکرد جایگاه شناختی می باشد.
روش تحقیق در این مقاله تلفیقی از روش هایی توصیفی و تحلیلی بوده و روش گرد آوری اطلاعات ، نیز کتابخانه ای است بدین ترتیب که ابتدا متن های منتخب از ادعیه صحیفه سجادیه ذکر شده و سپس محور تحلیل موضوعات قرار گرفته است.
گفتار اول: مفاهیم
در معنى واژه اخلاق میان علما و دانشمندان اسلامى اختلاف نظر وجود دارد. راغب اصفهانى معتقد است : خُلقْ «به ضم» و خَلق «بـه فـتح» در اصـل یـک معنـا دارنـد؛ لـیکن برحسـب استعمال: خَلق را در صورت ها و اشکال ظاهری که با چشم دیده می شوند و خُلق را در صفات و سجایای باطنى که با دیده بصیرت درک مى شوند، استعمال مى کنند. بنابراین اخلاق عبارت است از صورت درونى و چهرۀ باطنى انسان. [1] درغیاث اللغات معادل خلق، خوی آمده است و در لغت عرب به معنای عادت، طبیعت، سجیت، دین و مروّت آمـده اسـت.[2]
اخلاق در اصطلاح علمای علم اخلاق عبارت است از حالتى راسخ و موثر در روان انسان که در سایه آن بدون اندیشه و تأمـل افعال و رفتار از بشر ظاهر مى شود.عده دیگر از علمای علم اخلاق ،اخلاق را عبارت از ملکات و صـورتهای نفسانى ثابت مى دانند که از تکرار عمل حاصل مى شود. گروهى اخلاق را عبارت از مجموعۀ اصول حاکم بر رفتار انسانى و پاسداری از این روابط مى دانند.[3] گـاهى واژه اخلاق صرفاً در مورد صفات و افعال نیک و پسندیده به کار مـى رود، مـثلاً ایثـارگری را صفتى اخلاقى و عمل دزدی را غیراخلاقى مى نامند. [4]
مرحوم فیض کاشانى اخلاق را این گونه تعریف کرده است: «اخلاق هیئتى است اسـتوار وراسخ در جان، که کارها به آسانى و بدون نیاز به تفکر و اندیشه از آن صادر مى شود. اگر این هیئت به گونه ای باشد که افعال زیبا و پسندیده از نظر عقل و شرع، از آن صـادر شـود، آنرا اخلاق نیک مى نامند و اگر افعال زشت و ناپسند از آن صادر شود، آن را اخـلاق بـد گوینـد[5]
علامه مجلسى در تعریف اخلاق مى گوید: « اخلاق ملکه ای نفسانى است که کار به آسانى از آن صادر مى شود. برخى از این ملکات فطری و ذاتى اند و بخشی از آنهـا نیـز بـا تفکـر و تلاش و تمرین و عادت دادن نفس به آنها، به دست مى آیند ؛ چنان چـه بخیـل در ابتـدا بـا سختى و جان کندن چیزی را مى بخشد، اما در اثر تکرار بخشش به صورت خوی و عـادت او در مى آید». [6]
اخلاق عبارت است از: « مجموعه ملکات نفسانى و صفات و خصایص روحـى. اخـلاق در این معنا، یکى از ثمرات تربیت بلکه مهم ترین ثمرۀ آن است».[7] در این نوشتار مراد ما از اخلاق، همین تعریف آخری است؛ یعنی صفت های نفسانى خوب و بد و اعمال و رفتارهای اختیاری متناسب با آن صفت ها که شامل پسندها و ناپسندهای اخلاقى مى شود. در مکتب اسلام ، اخلاق مى بایست از ضـمانت اجرایـى ایمـان و مـذهب برخـوردار باشـد و الّا اخلاق، اخلاق نخواهد بود.
بروس کوئن در تعریف اجتماع مى گوید: « اجتماع عبارت است از گروهى از مردم که در یـک منطقه خاص جغرافیایى اسکان دارند و دارای فرهنگ و شیوه زندگى مشترکى اند، به وحـدت خاص میان خود آگاه اند و به طور جمعى یک هدف را دنبال مى کنند. نمونه هایى از اجتماعات عبارت اند از: حوزه های شـهری، شـهرها، شهرسـتان ها، محلـه ها و روسـتاها».[8]
به آن دسته از بایدها و نبایدهای غیرالزامی (غیرحقوقی) مربوط به روابط گروهی جمعی، اخلاق اجتماعی گفته میشود. به عنوان مثال، بایدها و نبایدهای مربوط به همسرگزینی، روابط متقابل زوجین و روابط متقابل والدین و فرزندان و یا بایدها و نبایدهای مربوط به روابط متقابل حاکمان و مردم چنین اند. به عبارت دیگر، به مجموع ارزشها و هنجارهای غیرالزامی حاکم و رایج بر نظامهای رفتاری جمع و جماعت و جامعه نیز اخلاق اجتماعی گفته میشود. اخلاق خانواده، اخلاق آموزش و تعلیم و تربیت، اخلاق سیاست و قدرت، اخلاق کار و معیشت، اخلاق مرافعه و جنگ و صلح در زمره شاخههای مهم اخلاق اجتماعی قرار میگیرند.[9]
برخى از اندیشمندان غربى معتقدند به دلیل فرهنگهای مختلف و همچنین اعتقادات مختلف افراد و جوامع، تعریف اخلاق اجتماعى به عنوان یک امر مطلق کـار مشـکلى اسـت؛ اخـلاق اجتماعى از تجربه جمعى مردم و فرهنگها در طول زندگى به دست آمده است. در اخلاق هنجاری تقسیمى صورت گرفته و آن را به دو بخش نظری و کاربردی تقسـیم کرده اند. اخلاق کاربردی نیز اگر چه در گذشته مـورد توجـه قـرار داشـته، امـا مـدتى مـورد بى توجهى بوده، امروزه توجه دوباره ای نسبت به آن صورت گرفته است.[10]
مراد از اخلاق آن دسته از بایدها و نبایدهای غیر الزامى که اعم از صفات نفسـانى و افعـال هستند، مى باشد و به چنین اخلاقى اگر مربـوط بـه روابـط گروهـى و جمعـى باشـد، اخـلاق اجتماعى گفته مى شود.[11]
اخلاق اجتماعى، صفات و ملکاتى است که در رابطۀ بشر و اجتماع مطرح مى گـردد، بـه طوری که فرضاً [اگر] جامعه و اجتماع در کار نباشـد، آن صـفات مفهـومى نداشـته و تحقـق نمى پذیرد؛ مانند صفات پسندیدۀ اجتماعى، سخاوت، وفای به عهد، تواضع و فروتنى، عـدالت و صفات ناپسند اجتماعى مانند، حسادت، بخل، تکبرو ظلم.[12]مصباح یزدی مى نویسد: اخلاق اجتماعى، کارهایى است که انسان در ارتباط بـا دیگـران انجام مى دهد و روابطى است که با دیگران برقرار مى کند.[13]
صحیفه سجادیه یکى از آثار مکتوب و به جا مانده از امـام سـجاد علیه السلام اسـت کـه نخسـتین نیایشنامه مکتوب جهان اسلام، دومین کتاب مکتـوب در اسـلام و سـومین کتـاب مقـدس شیعیان محسوب مى شود. صحیفه به القابى نظیر زبور آل محمد صلی الله علیه و آله انجیل اهل البیت علیهم السلام و اخت القـرآن شهرت دارد و به دلیل ارجمندی صحیفه سجادیه در بین مسلمین مخصوصاً شـیعیان شـروح فراوانى بر آن نوشته شده و به زبان های مختلف نیـز ترجمـه شـده اسـت.
پیش از بررسی اینکه چرا امام سجاد علیه السلام بیشتر فعالیتهای خود را بر نیایش و دعا متمرکز کرده بود و همچون پدر گرامیاش، به مبارزه مسلحانه اقدام نکرد یا چون فرزندانش، امام باقر علیه السلام وامام صادق علیه السلام حلقه درس و بحث گسترده تشکیل نداد (چنانکه اندک بودن روایات فقهی و اعتقادی از ایشان نشان میدهد)، بهتر است شرایط سیاسی، اجتماعی و اخلاقی دوران ایشان را بررسی کنیم و از این راه به علتهای ایشان در انتخاب زبان دعا، دست یابیم.
در دوره امام سجاد علیه السلام ارزشهای دینی دستخوش تحریف و تغییر امویان شده بود و اهالی یکی از مهمترین شهرهای مذهبی (مدینه) باید بهعنوان برده یزید با او بیعت میکردند. احکام اسلامی بازیچه افرادی چون ابنزیاد، حجّاج و عبدالملک مروان بود. حجّاج، عبدالملک را مهتر و برتر از رسولالله صلی الله علیه و اله میشمرد. در سایه چنین حکومتی، آشکار است که تربیت دینی مردم چه مقدار پایین آمده و ارزشهای جاهلی چگونه زنده شده بود.[14]
از نیمه دوم دوران خلافت عثمان (حدود سال سی هجری) اشراف قریش که درآمد کلانی از خزانه دولت داشتند، انحطاط اخلاقی را در جامعه اسلامی رواج دادند و ثروتاندوزان، املاک فراوانی گرد آوردند و کنیزان و غلامان بسیاری خریدند. کنیزانی که برای خوانندگی و بزمآرایی تربیت شده بودند، کمکم مجالس بزم و خوشگذرانی و خنیاگری را به طبقات دیگر نیز کشاندند. این انحطاط اخلاقی در زمان حکومت یزید چنان گسترش یافت که دو شهر مکه و مدینه نیز از این آلودگیها پاک نماند.
مسعودی مینویسد: فساد و آلودگی یزید، به اطرافیان و عمّال وی نیز سرایت کرد. در زمان او ساز و آواز در مکه و مدینه آشکار و مجالس بزم برپا شد و مردم آشکارا به شرابخواری پرداختند.[15] این وضع در زمان عبدالملک همچنان ادامه یافت. شوقی ضیف میگوید: «گویی این دو شهر بزرگ حجاز را برای خنیاگران ساخته بودند؛ تا آنجا که نه تنها مردمان عادی، بلکه فقیهان و زاهدان نیز به مجالس آنان میشتافتند ».[16] کار به جایی رسیده بود که وقتی یکی از مشهورترین زنان آوازخوان آن دوران از مدینه به مکه سفر کرد، در طول مسیر، چنان از وی استقبال شد که در مورد هیچ مفتی و فقیه و محدث و زاهدی سابقه نداشت. شهید صدر در تحلیل آن دوران مینویسد: جامعه اسلامی در آن زمان دچار رفاه و آسایش شده بود؛ زیرا رفاه و آسایش، جامعه را بهسوی خطر غرق شدن در لذّات دنیا و خاموش شدن ارزشهای اخلاقی و خاموشی ارتباط روحی با خدا و روز قیامت میکشاند.
امام سجاد علیه السلام برای معالجه این خطر از دعا استفاده کردند و صحیفه سجادیه از نتایج آن است. امام با کلام بلیغ منحصربه فرد و با قدرت فراوان بر اسالیب تعبیرات عربی، دقیقترین کلمات را در به تصویر کشیدن ارتباط انسان با پروردگارش، تعلّق انسان به مبدأ و معادش و مجسّم ساختن ارزشهای اخلاقی و حقوق واجب انسان به کار بستند. امام با این مواهب و ابزارها توانست از خلال دعا، جوّی معنوی در جامعه اسلامی در تثبیت مسلمین که طوفان گناهان، آنها را از پروردگار دور میکرد، پدید آورد تا پناهگاه و ایمنی در عصر غنا و ثروت مسلمین باشد. امام شخصیتی بود که مردم از روحیه و مرام و روش او تأثیر میگرفتند. او با داشتن چنین شخصیتی در آن دوران، برای پیوند دادن مردم با خدا به دعا رو کرد. امام چنان بود که حتی حاکمان اموی و علمای درباری چون زهری او را میستودند. عبدالملک در وصف ایشان میگفت: «علم و دین و پرهیزکاریای به تو داده شده است که قبل از تو به هیچکسی داده نشده است، مگر اجداد گذشته تو.» و زهری که از عالمان درباری آن عصر بود، میگفت: «هیچ فردی از قریش را از او برتر ندیدم».
در شرایط آن روزگار امکان مبارزه مسلحانه وجود نداشت و اوضاع اجتماعی و سیاسی بسیار خطرناک بود؛ خطری که اساس نهضت را تهدید میکرد و میتوانست به خموده شدن روح اصیل اسلامی منجر شود و اندیشه ناب دینی را به فراموشی بسپارد. از بارزترین موارد این بود که امامت، تنها ابزار حکومت عادل، در حال فراموشی بود؛ زیرا نظام حاکم اموی بر همه ابزارهای ارتباطی آن دوران یعنی منبر و محراب و مسجد چیره بود و صاحبان نفوذ در جامعه مانند قاضی و والی را با پول میخرید و تمام امکانات در خدمت خلیفه بود. در این شرایط که ترس بر جامعه سایه افکنده بود، امام در مقابله با مشکلات تنها باقی ماند.[17]
امام در چنین شرایطی به سر میبردند؛ شرایطی که مدتی اندک از رویداد کربلا میگذشت و شیعیان دچار آسیبی جدّی شده بودند. به ظاهر اینگونه مطرح شد که شیعیان دیگر نمیتوانند سر برآورند. تعدادی از اهلبیت علیه السلام و در رأس آنها امام حسین علیه السلام به شهادت رسیدند وا مام سجاد علیه السلام تنها فرزند ذکور امام حسین علیه السلام بودکه از نسل فاطمه علیها السلام به یاد گار مانده بود در چنین شرایطی که تصور نابودی اساس تشیع وجود داشت، امام سجاد علیه السلام میبایست کار را از صفر شروع کند و مردم را به سمت اهلبیت علیهم السلام بکشاند.
در این اوضاع، دعا روشی بود که امام برای دفاع و هجوم به کار بستند. دفاع از فکر و هدف و ایمانی که دولت اموی امکانات خود را در عالم اسلامی بر ضد آن تجهیز کرده بود و هجوم بر حکومتی که تمام ابزارهای قدرت را در اختیار داشت و امکان هر مقاومتی را از امت سلب کرده بود و دعا، سلاح این جنگ بود. بعد از واقعه کربلا امکان عملیات مسلحانه نبود و از طرفی همانند دوران امام باقر علیه السلام و امام صادق علیه السلام امکان فعالیت آزاد اجتماعی نیز نبود، ولی فرصت مقاومت از راه دعا که حربه نافذی در اعماق نظام حاکم و وسیله خوبی برای مقابله با آن جامعه فاسد بود، وجود داشت و این ابزار در هر شرایطی امکان دارد. این روش [مناجات با خداوند] بهگونهای نبود که قدرت حاکم بتواند از آن جلوگیری کند. دعا در آن شرایط، وسیلهای برای اعلان معتقدات و تبلیغ و برانگیختن روح جهاد و تأکید تعهدات اجتماعی شد. از نظر اجتماعی، ناآگاهی مردم از آموزههای اسلام و پیدایش بدعتها و انحرافها اسفبار بود. امام به دلیل خفقان آن روزگار، امکان آموزش مستقیم عقاید و احکام شیعه را پیدا نکرد. پس کوشید با بیان معارف دینی در قالب دعا، که برای بیدارسازی فطرت انسانهاست دلهای آماده را کمکم در آن وضعیت نابهنجار روشن کند. به این ترتیب، وقتی در زمان امام باقر علیه السلام و امام صادق علیه السلام از خفقان اجتماعی کاسته شد، امکان انتقال عقاید و احکام ناب شیعه، بهتر فراهم گشت.
دعا در ادیان، به ویژه در ادیان ابراهیمی، صرفاً یک خواهش و تمنّای انسانی از خدا به شمار نمیآید؛ بلکه در حقیقت روایتگر رابطهی انسان و خدا، و نیز شناختی است که این ادیان از خدا ارائه میدهند. بر این اساس، دعا را باید انعکاس الهیات این ادیان و آموزههای آنها درباره ای رابطه خدا و انسان دانست. در حقیقت، ایمان در ادیان ابراهیمی در عینیترین شکل، خود را به صورت دعا آشکار میکند. از سوی دیگر، دعا بخش عمده ای از رفتار دینی ایمان داران این ادیان است. معمولاً آنها روزانه به انجام نیایشهای خاص دعوت میشوند و بر رابطه خود با خدا تأکید میکنند. شاید به همین دلیل است که ادبیات دعایی این ادیان غنی و شایستهی مطالعه است. این ادبیات دعایی پیشتر در متون خاص جمعآوری شده است. در باوردینی شیعه کتاب صحیفه سجادیه، دعاهای مأثور از امام چهارم شیعیان، حضرت امام زینالعابدین علیه السلام می باشد و این کتاب شامل پنجاه و چهار دعا است که یکی از متون معتبر در اسلام است. که از معارف ومضامین بلندی در همه ابعاد دین شناسی اعم ازموضوعات اعتقادی واخلاقی برخوردار است. پس نمیتوان دعاهای صحیفه را فقط به یک دسته اختصاص داد، بلکه مضامین دعاهای صحیفه سجادیه را میتوان در یک نگاه کلی به سه دسته تقسیم کرد.[18]
این کتاب ارزشمند، راههای سخن گفتن با خداوند متعال را آموزش میدهد. هر بندهای باید از چگونه سخن گفتن در برابر بزرگی خداوند بهخوبی آگاه شود تا ادب و وظیفه لازم را در برابر حضرتش رعایت کند. همچنین به لزوم توبه و بازگشتن از گناه و انحراف و تأثیر اعتراف به اشتباه در تعادل روان اشاره شده است.[19] به نمونهای از فرازهای این کتاب توجه کنید: یا الَهی لَوْ بَکَیتُ إِلَیکَ حَتّی تَسْقُطَ اَشْفارُ عَینَی، وَانْتَحَبْتُ حَتّی ینْقَطِعَ صَوْتی وَ قُمْتُ لَکَ حَتَّی تَتَنَشَّرَ قَدَمای مَا اسْتَوْجَبْتُ بِذلِکَ مَحْوَ سَیئَةٍ واحِدَةٍ مِنْ سَیئَاتِی. ای خدای من! اگر در پیشگاه تو آنقدر گریه کنم تا اینکه پلک چشمانم بر هم افتد یا بریزد و چنان با صدای بلند بنالم تا اینکه صدایم قطع شود و برای اطاعت چنان سر پا بایستم تا پاهایم ورم کند، با همه اینها، سزاوار بخشودن یک گناه از گناهانم نخواهم بود.[20]
امام سجاد علیه السلام در بیان ارتباط با خداوند، از صفتهای خدای تعالی نظیر رحیم، علیم، قوی، منعم و حلیم استفاده میکند و چگونگی سخن گفتن با خداوند را با در نظر داشتن این صفتها به ما آموزش میدهد. همچنین با یادآوری عذاب آخرت و نعمتهای بهشتی، بر اهمیت انجام تکالیف الهی نظیر روزه، نماز، حج و برای برقراری ارتباط شایسته با خداوند تأکید میکند.
امام سجاد علیه السلام در این صحیفه، با توجه به مسائل فردی، لزوم سلامتی، علمآموزی، نشاط در کارها، ترک آرزوهای طولانی، غفلت نکردن و رفع شک و شبهه، اشاره کرده است، مانند: اللهم وَ امْنُنْ عَلَی بِالصِّحَّةِ وَ الْاَمْنِ وَ السَّلامَةِ فِی دِینی وَ بَدَنِی.[بار خدایا] بر من منّت گذار؛ به تندرستی و ایمنی (از هر پیشامدی) و سلامتی و رهایی (از هر آفت و بلایی) در دین و بدنم)[21]
این صحیفه، دربردارنده دستورها و رهنمودهایی در برخورد نیکو با مردم، بخشیدن و احترام گذاشتن به آنان، محبتورزی و رفتار با والدین و فرزندان است. در این کتاب، ضمن پرداختن به مضامین مهم اجتماعی و حکومتی، بر لزوم ارتباط با ولی خدا و امامان معصوم علیه السلام و بغض و کینه نسبت به دشمنان اسلام تأکید شده است. جالب آنکه در مسائل اجتماعی به جنبه اقتصادی مسئله از جمله لزوم بینیازی از مردم و دلیل بدهکار شدن نیز توجه شده است.
امام سجاد علیه السلام در دعای 17 فراز 10 مى فرماید: الهم صل علی محمدو آله واجعل آباءنا و امهاتنا و اولادنا و اهالینا و ذوی ارحامنا و قرابتنا و جیراننامن المؤمنین والمؤمنات منه فی حرزحارز وحصن حافظ وکهف مانع و البسهم منه جننا واقیة و اعطیهم علیه اسلحتة ماضیه «بـار خـدایا پـدران، مـادران و فرزنـدان و قبیله ها و خویشان و نزدیکـان و همسـایگان مـا را از مـردان و زنـان اهـل ایمـان از شـرّ او (شیطان) در جای استوار و قلعۀ نگهدارنده و بازدارنده قرار ده و بـرای مبـارزه بـا او زره هـای حفظ کننده و سلاح های برنده عطا کن.»
جای دیگر، پاداش کسانى را که در خدمت خانواده های رزمندگان انجام وظیفه مى کنند و به جای ایشان مسئولیت خانواده های آنها را به عهده مى گیرند هم وزن پاداش با رزمندگان ؛ از خدا درخواست مى کند و در دعای 27 فراز 16 مى فرمایـد: « پـس او را برابـر پـاداش آن مسلمان جنگجو و مرزبان سنگ به سنگ و مانند به مانند پاداش ده. » در جای دیگری از خداوند درخواست مى کند که یاد خانواده رزمنـدگان و جنگجویـان را از ذهن و فکرشان دور کند، چراکه فکر مسئولیت در برابر خانواده ممکـن اسـت عـاملى جهـت کاهش کارایى آنان به حساب آید؛ امام علیه السلام در دعای 27 فراز 13 مى فرمایـد: «و یـاد زن و فرزند را فراموشش ساز» البته مسئولیت اعضای خانواده به تناسب نقشـى کـه هـر یـک از اعضـا در خـانواده ایفـا مى کنند متفاوت است. [22]
امام سجاد علیه السلام در دعای 8 فراز 1 مى فرماید: اللّمّ انیّ اًعُوذُ بِکَ مِنٌ هَیَجانِ الحِرص وَ صَورَةُ الغَضَب« بار خدایا به تو پناه مى برم از حـرص و آز و تندی غضب و خشم. » و در دعای 49 فراز 13 مى فرماید: « و مرا آن همه احسان و نیکى از آنچه تـو را خشـم مى آورد منع و جلوگیری ننمو . » و در دعای 16 فراز 26 مى فرماید: « بردباری تو دربـاره مـن و درنـگ تـو از بـه کیفـر رساندن من بلکه برای مدارا و خوشرفتاری و احسان تو است بر من تا از معصیت خشم آور تو دست بردارم.»
امام سجاد علیه السلام در دعای 20 فراز 10 مى فرماید: «بار خدایا بر محمد و آل او درود بفرست، و مرا به زینت صـالحان و شایسـتگان، انجـام حقـوق خـدا و مردمـى آراسـته فرمـا، و زیـور پرهیزگاران را به من بپوشان، با (توفیق برای) گستردن عـدل و داد و فـرو نشـاندن خشـم و خاموش کردن آتش دشمنى .» امام سجاد علیه السلام در دعای 14 فراز 8 مى فرماید: »بار خدایا بر محمد و آل او درود بفرست، و مرا در برابر او یاری کنى؛ یاری کردن آماده ای که (چشم به راه آن نباشـم تـا) خشـم بـه او، بهبودی من باشد و کینه ام را به سر رساند.[23]
امام سجاد علیه السلام در دعای 29 فراز 4 مى فرماید:« فَقُلتَ وَ قَو لُکَ الحَقُّ الاَصدَق وَ اَقسَمتَ وَ قَسَمُکَ الاَبَرُّ الاَوفی پس گفتـه ای و گفتـار تـو حـق و درسـت وراست ترین (گفته ها) است (که دروغ در آن راه ندارد) و قسم یاد کرده ای .» همچنین امام علیه السلام در دعای 39 فراز 13 مى فرماید: « و اما تو ای خدای من– شایسته ای که صدیقین و بسیار راستگویان (پیغمبران) به (رحمت) تو مغرور نشوند و فریب نمى خورنـد و گناهکاران از (عفو و گذشت) تو نومید نگردند .» همچنین در دعای 22 فراز 8 مى فرماید: « بار خدایا بر محمد و آل او درود بفرست، و برای آخرتم رغبت و مواظبت در عمل (بندگى) بـرای تـو را روزیـم فرمـا تـا از روی دل راسـتى و درستى بندگى را بشناسم، و تا اینکه بر رغبتى در دنیا بر من دست یابد، و تا اینکه نیکى هـا را با شوق و میل به جا آورم، و از بدیها از روی بیم و ترس (کیفر آن) ایمن و آسوده باشم . همچنین در دعای 54 فراز 4 مى فرماید: «بار خدایا بر محمد و آل محمد درود بفرسـت، و مرا بر راستى (در قصد و گفتار و کردار) بمیران.»
امام سجاد علیه السلام در دعای 20 فراز 3 مى فرماید: وَ اَجرِ للِنَّاسِ عَلی یَدِ یَ الخَیر« و خیر و نیکى برای مردم را به دست مـن روان ساز و آن را به منت نهادن باطل مفرما.» صالح غفاری در کتاب مدینه فاضله در شرح این فراز مى نویسد: خداوند برای پیدایش این محبتّ که اساس سعادت و آسایش بشر است، انسان ها را مکلف به احسان و خـدمت بـه یک دیگر کرده تا از این خدمت، محبتّ به وجود آیـد و از آن محبـّت، تمـدنى بـه نـام مدینـه فاضله. تنها عاملى که محبتّ را فاسد مى کند و به جای اینکه بین دو نفر انسان در اثر خدمت محبتّ به وجود آید، عداوت پیدا مى شود، منت گذاری بر انسان مخدوم است، اگر بـه انسـانى خدمت کردی بایستى به او بفهمانى که این احسان و خدمت به منظـور احتـرام بـه انسـانیت توست.[24]
همچنین امام علیه السلام در دعای 27 فراز 3 مى فرماید: « بار خدایا بـر محمـد و آل محمـد درود فرست و آنچه (در برخورد با دشمن) نمى دانند به آنها بیاموز .» مطمئناً یکى از جلوه های آنچه نمى دانند در این فراز احترام به انسانیت انسانى دشمن است. هرچند معمولاً در جنـگ و دشمنى آنچه که در ابتدا به ذهن آدمى مى آید نقشه و دسیسه های دشمن است، لکن مى توان از جهت دیگر نیز جنگ و دشمنى را با توجه به فرازهای دیگر صحیفه که همواره از خداونـد مى خواهد که دشمنى آنان را به دوستى تبدیل کند، وجه رفتار با دشمن بر اساس انسـانیت را هم نظر گرفت.
امام علیه السلام در دعای 1 فراز 17 مى فرماید: «و سپاس خدایى را که نیکویى هـای آفـرینش رابرای ما برگزید، و روزی های پاکیزه (حلال و روا) را بر ما فراوان گردانید». ایشـان در این فراز همانند قرآن که انسـان را خلیفـه اﷲّٰ معرفـى کـرده اسـت، انسـان را برتـر از تمـام مخلوقات مى شمارد و در آن مفهوم انسان و انسانیت را مد نظر داشته نه فقـط گـروه خاصـى مثل مؤمنان یا شیعیان را. در دعای 39 فراز 2 نیز مى فرماید: «بار خدایا پس او را در ستمى که به من کرده بیامرز و در حقى که از من برده درگذر بر اثر آنچه بـه مـن خواسـته (و آزار) روا داشـته رسـوایش مکن .» مسلم است که آنچه از این فراز استنباط مى شود عفو و بخشش و گذشت امام علیه السلام نسـبت به بنده گناهکار و ظالم و به حسب انسانیت و انسان بودن اوست و نه چیز دیگر. [25]
در دعای 44 فراز 10 نیز مى فرماید: «و ما را در آن ماه (رمضان) توفیق دهد که بـا نیکـى فراوان و بخشش به خویشان خود نیکى کنیم و با احسان و عطا از همسایگان مان جویا شـویم و با کسى که با ما دشمنى کرده است آشتى کنیم، جز کسى که در راه تو و برای تـو بـا او دشمنى شده باشد.» امام علیه السلام در این فراز توفیق خدمت به مردم به واسطه انسانیت شان را از خداونـد مى خواهـد مگر کسانى که با خدا دشمنى کرده اند. یکى از ویژگى های مثبت انسان نوع دوستى است که از فطرت او سرچشمه مى گیرد و در بخش های مختلف صحیفه سجادیه به آن اشـاره شـده اسـت؛ مـثلاً دعـای سـى و نهـم دربردارنده بهترین روش های مردم دوستى صادقانه است که به زبان نیایش بیـان شـده اسـت.[26]
امام سجاد علیه السلام در دعای 26 فراز 2 مى فرماید: « وآنان را توفیق ده برای بر پا داشتن طریقـه و روش تو و فرا گرفتن اخلاق نیـک خـود و سـود رسـاندن بـه ناتوانان شـان، و جلـوگیری از نیازمندیشان، و رفتن نزد بیمارشان، و راهنمایى کردن راه جویانشان.» و در دعای 30 فراز 4 مى فرماید: « بار خدایا همنشینى فقرا و درویشـان را بـرایم محبـوب گردان.» امام سجاد علیه السلام گاهى اوقات این فروتنى را در قالب دوست داشتن همنشینى با بیچارگان از خدا طلب مى کند.[27]
و در دعای 20 فراز 4 مى فرماید: اللّهمَّ صلِّ عَلی مُحَمَّدٍوَ آلِه وَ لا تَر فَعنِی فِی النّاسِ دَرَ جَتهً الاّ حَطَطنی عِندَ نَفسِی مِثلَها« بار خدایا بر محمد و آل او درود فرست، و مرا در میـان مردم به درجه و مقامى سرافراز مفرما جز آنکه پیش نفسم مانند آن پست نمایى، و ارجمنـدی آشکارا برایم پدید میاور جز آنکه به همان اندازه پیش نفسم برای مـن خـواری پنهـانى پدیـد آوری در این فراز از امام علیه السلام فروتنى و دوری جستن از کبر و خودپسندی را نه تنها بـه عنـوان رفتاری مناسب در برابر دیگران، بلکه به عنوان حالتى درونى مى داند».[28]
در دعای 16 فراز 13 نیز مى فرماید: «و من ای خدای من، بندۀ توام که او را به دعـا امـر فرمودی و گفتی اطاعت مى کنم و فرمانت به جا مى آورم، اینک منم ای پروردگار بنده ای کـه در پیشگاهت افتاده.» امام علیه السلام در دعای 13 فراز 21 مى فرماید: « بـار خـدایا بـر محمـد و آل او درود فرسـت، و دعای مرا برآورنده ، به آوازم نزدیک ، به زاری ام مهربان و به صدایم شنوا باش». همچنین در دعای 12 فراز 14 مى فرماید: «و من نزد تو از سرکشى بیزاری مى جویم، و به تو پناه مى برم از اینکه (بر گناه) اصرار کنم و برای آنچه در آن کوتاهى کـردم از تـو آمـرزش مى خواهم، و بر آنچه از انجام آن ناتوانم از تو یاری مى طلبم .»
در دعای 21 فراز 7 مى فرماید: «بار خدایا صبح و شام کردم در حالى که بنده خوار توام، و جز به کمک تو بر سود و زیان خویش توانا نیستم، دربارۀ خود به آنچه گفتم گواهى مى دهم، و به ناتوانى و بیچارگى خویش اقرار دارم ؛ زیرا من بنـدۀ بى چیـز، فـروتن، نـاتوان، بـدحال، کوچک، خوار، نیازمند، ترسان و پناهندۀ تو هستم . » در دعای 47 فراز 74 نیز
مى فرماید: «و از تو درخواست مى کنیم همچون درخواست پست، خوار ،نیازمند بى چیز، ترسـنده و زنهـارخواه، و بـا ایـن حـال درخواسـتم از روی تـرس و زاری و پناه خواهى است.»
در دعای 47 فراز 26 نیز مى فرماید: «منزه و پاکى! هر که در علم تو گذشته در برابـر تـو متواضع و فروتن، و آنچه زیر عرش تو است برای بزرگى تو خاشع اسـت و همـه آفریـدگانت برای فرمانبرداری از تو فرمانبرند.» در دعای 47 فـراز 69 مى فرمایـد: «و اینـک مـنم در پیشـگاه تـو پسـت، خـوار، فـروتن، زاری کنان، ترسان و اقرارکننده به گناهان». [29]
در دعای 50 فراز 4 نیز مى فرماید: »بار خدایا تو طالب منى اگر فرار کنم، و دریابنده منـى اگر بگریزم، پس اینک منم در پیشگاهت فروتن، خوار، بینى بر خاک نهاده.ودر دعای 47 فراز 118 مى فرماید: «و مرا در پیشگاه خود خوار و در نزد آفریدگانت عزیز وارجمند گردان، و چون با تو خلوت کرده و تنها باشم فروتن و در میـان بنـدگان بلندمرتبـه و سرافرازم نما! در دعای 20 فراز 10 نیز مى فرماید: « بار خدایا بر محمـد و آل او درود فرسـت و مـرا بـه زینت صالحان و شایستگان آراسته فرما و فروتنى، شکسته نفسى و نیکو روشى .»
در دعای 47 فراز 127 مى فرماید: »و کینه داشتن برای اهل ایمان را از سـینه ام بـرکن، و دلم را با فروتنان مهربان گردان!. در دعای 44 فراز 9 نیز مى فرماید: »و مـا را در نمـاز همچـون کسـانى قـرار ده کـه بـا کامل ترین طهارت و پاکى و رساترین خشوع و فروتنى به جا آورنده اند در دعای 44 فراز 17 مى فرماید: «بار خدایا ماه رمضان را از عبـادت، و اوقـات آن را بـه طاعت و فرمانبری ما برای تو آراسته نما و در شبش به نماز و زاری به سوی تو، و فروتنى برای تو و خواری در برابر (عظمت) تو یاری فرما! » در دعای 26 فراز 3 نیز مى فرماید: »و بار خدایا و با پاکدامنى چشمم را از ( لغزشهـای) آنان (همسایگان) بپوشانم، و با فروتنى با آنها نرم باشم و با مهربـانى بـا گرفتارانشـان رقـت داشته باشم .
در دعای 20 فراز 12 مى فرماید: «بار خدایا مرا چنان قرار ده که به هنگـام درویشـى و بیچارگى به درگاه تو زاری کنم، و مرا در حالت اضطرار به یاری خواستن از غیر خود و چـون فقیر گردم به فروتنى برای درخواست از غیر خویش آزمایش مفرما! »در دعای 3 فراز 9 مى فرماید: « پس با زاری در برابر تو ایستاده، و با فروتنى دیده بر زمین انداخته، و برای عزّت و بزرگواریت با خواری سر به زیر افکنده، و با خضوع از راز خود،و بـا فروتنى از گناهانش آنچه تو حساب آن را بهتر مى دانى شمرده» .یکى از جلوه های ویژه فروتنى، نرم خویى است؛ امام سجاد علیه السلام از خداوند مى خواهد کـه بـا پدر و مادر خود نرم خو باشد و درنهایت تواضع با آنان صحبت و رفتار کند. در دعای 24 فراز 6 مى فرماید: « بار خدایا صدایم را در برابر ایشان آهسته و سخنم را خوشایند و خـویم را نـرم گردان. »
در دعای 20 فراز 7 در خصوص تغییر رفتار بد خویشان مى فرماید: اللّهمَّ صَلِّ عَلی مُحَمَّدٍ وآلِه وَ اَبدِلنی مِن بِضعَة اَهلِ الشَّنآنِ المُحَبَّةَ مِن حَسَدِ اَهلِ البَغیِ المَوَدَّةَ «بار خدایا! دشمنى آشـنایان را به دوستى و بدرفتاری خویشان را به خوشرفتاری تغییر ده. هرچند خوش رفتاری اخص از خوش خلقى اسـت، امـا یکـى از جلوههـای مهـم آن بـه حسـاب مى آید». در دعای 36 فراز 7 نیز مى فرماید: « زیرا تویى بسیار نعمت دهنده و بسیار بخشـایندۀ نعمتهـای بزرگ، پذیرندۀ سـپاس انـدک، پاداش دهنـدۀ سـپاس کـم، نیکوکـار خوش رفتـار، و دارای فضـل و احسان، جز تو خدایى نیست». هرچند در این فراز یکى از اوصاف رفتاری خداونـد وصـف مى شـود، اما مى توان خوش خلقى را هم از آن استنباط کرد.[30]
در دعای 49 فراز 7 نیز مى فرماید: « و چه بسیار ستمگری که با مکر و فریب هایش به من سـتم کردو وقت مناسبى برای شکارش در حالى که خوش رویى و چاپلوسـى را بـرایم آشـکار سـاخت از فراز فوق مى توان استنباط کرد که برخى از خوش رویى ها که همراه تملـق و چاپلوسـى اسـت از مکر و فریبهای دشمن است و خوشرویى همواره صفت خوب بندگان پرهیزگار خدا نیست.» در دعای 20 فراز 10 نیز مى فرماید: « بار خدایا بر محمد و آل او درود فرسـت و مـرا بـه زینـت صالحان و شایستگان آراسته فرمـا و نرم خویى و فروتنى و نیکو رویی، و سنگینى، و خوش خویى (با مردم) و پیشى گرفتن در نیکى کامل گردان! »
در دعای 24 فراز 6 درباره خوش خلقى با والدین مى فرماید: « بار خدایا صدایم را در برابر ایشـان آهسته و خویم را نرم نما، و دلم را بر آنان مهربان کن». در دعای 8 فراز 1 نیز مى فرماید: « بار خدایا به تو پناه مى بـرم از حـرص و آز و سـوء خلـق و بدخویى و افراط خواهش نفس . »
امام سجاد علیه السلام در دعای 30 فراز 4 مى فرمایـد: اَللّهُمَّ حَبِّب اِلَیَّ صُحبَةَ الفُقَراءِ «بـار خـدایا همنشـینى فقـرا و درویشـان را بـرایم محبوب گردان.». از فراز فوق این نکته استنباط مى شود که علاوه بر رفع نیازهای مادی فقرا و درویشان، مى بایسـت همچنین نیازهای عاطفى و معنوی آنان را با دوستى کـردن و دلجـویى از آنـان بـرآورده سـاخت و سخاوت، تنها بذل مال و اموال نیست، بلکه بذل مهر و محبتّ و دوستى نیز از جلوه هـای سـخاوت و بخشش است.
امام علیه السلام در دعای 30 فراز 3 مى فرماید: « بار خدایا بر محمد وآل او درود فرست و انفاق و خرج کردنم را در راه های خیر و نیکى بگردان.» از این فراز مى توان چنین استنباط کرد که سخاوت و بخشش، نیازبه زمان ومکان خاص دارد، به عبارت دیگر، سخاوت جایگاه صحیح و درستى دارد و انسـان بایـد بدانـد در چـه مـوردی سخاوت به خرج دهد و چه امری را در اولویت قرار دهد؛ همچنین نیاز به علم و آگـاهى نیـز دارد که امام علیه السلام از خداوند مى خواهد که آن علم را به ایشان تفضل فرماید. » ایشان در دعای 20 فراز 3 مى فرماید: « بار خدایا بر محمد و آل او درود فرست و خیر و نیکى برای مردم را به دست من روان ساز (توانگرم گردان تا به ایشان احسـان کـنم) و آن را به منت نهادن باطل مفرما. »
از این فراز مى توان دو نکته را استنباط کرد؛ اول آنکه تا آدمى خود توانمند نباشد نمى تواند به دیگران کمک کند و به همین سبب است که از خداوند طلب توانگری مى کند. همچنان که در متون اخلاقى آمده است که اگر توانمند نیستى باید قناعت کنى و اگر توانمند هستى بایـد انفاق کنى. دوم اینکه احسان و بخشش به دیگران مى بایست بـدون منـت گـذاردن بـر آنهـا باشد؛ چراکه موجب بطلان ارزش کار خواهد شد و به نحو التزام مى توان فهمید که بخشـش بایستى فقط برای رضای حق تعالى باشد و نه چیز دیگر.
امام علیه السلام در دعای 8 فراز 3 مى فرماید: « (بار خدایا به تو پناه مى بـرم) و خـوار شـمردن فقرا و نیازمندان و شکر به جا نیاوردن از کسى که به ما نیکویى کرده ». از این فراز هم مى توان دو نکته استنباط کرد: اولاً نیکى و بخشش به دیگران نباید سـبب شود که به شخصیت و حیثیت و ارزش والای انسانى آنها در نظر نیکى کننده صدمه وارد شود و کمک دهنده آنان را خوار و ذلیل بشمارد. نکته دوم لزوم قدردانى و قدرشناسى یاری شـونده از یاری کننده است که مسلما شکر و سپاسگزاری خداوند که یاری دهنده همه موجودات است در اولویت خواهد بود.
در دعای 24 فراز 9 و 10 مى فرماید: « بار خدایا آنچه پدر و مادر در گفتـار بـا مـن تعـدّی کرده اند یا در کردار درباره من بیجا رفتار کرده اند مـن آن را بـه آنـان بخشـیدم و از تـو خواهانم که وبال و گرفتاری آن را از ایشان برداری (آنها را ببخشى) زیرا حق ایشان بر من واجب تر و نیکى ایشان به من دیرین تر است ».از این فرازها مى توان این نکته را استنباط کرد که اگر کسى حقى بـر گـردن مـا دارد مـا بایستى قدردان و قدرشناس او باشیم؛ چراکه علت بخشش والدینى که به فرزندان خود تعدّی و ظلم کرده اند را حقى مى داند که والدین از قبل بر گردن فرزندان خود دارند.
در دعای 20 فراز 7 و 8 مى فرماید: « بار خدایا بر محمد و آل او درود فرست و درباره مـن تغییر ده دشمنى سخت دشمنان را به دوستى و آنکه مرا مى ترساند سلامتى ببخش .» حضرت در پـى درخواسـت مکـارم اخـلاق، اصـلاح و هـدایت دشـمنان را از پروردگـار خواستارند. ایشان عملاً شیوه گذشت و بزرگواری را به ما مى آموزد که نه تنها پاسخ دشمنى وعداوت مقابله به مثل نیسـت، بلکـه بایـد از آن هـم فراتـر رفتـه، اصـلاح و هدایتشـان را از پروردگار درخواست کرد.[31] ایشان در دعای 20 فراز 8 از خداوند مى خواهـد بـه کسـى کـه ایشـان را ترسـانده اسـت سلامتى ببخشد نه اینکه او را بترساند و این نهایت بزرگواری و بخشش است.
در دعای 45 فراز 2 نیز مى فرماید: « و ای آنکه بر عطا و بخشش (به بنـدگانش) پشـیمان نمى شود. » از این فراز مى توان چنین استنباط کرد که انسان بخشنده و نیکوکار هم نباید پس از بخشش پشیمان شود؛ چراکه در فرهنگ اسلامى انسان خلیفه خدا بر روی زمـین اسـت و مى بایست صفات خدایى داشته باشد، هرچند با درجۀ بسیار نازلتر.در دعای 47 فراز 112 مى فرماید:« و احسان و بخششت را پى در پى بر من برسـان». از این فراز نیز مى توان چنین استنباط کرد که انسان بخشـنده و نیکوکـار مى بایسـت بـذل و بخشش خود را استمرار بخشد نه اینکه یک بار بخشش کند و دیگر نه. [32]
در دعای 44 فراز 10 نیز مى فرماید: «و ما را در آن ماه (رمضان) توفیق ده کـه بـه نیکـى فراوان و بخشش، به خویشان خود نیکى کنیم، و بـا احسـان و عطـا از همسـایگان مان جویـا شویم ». به نظر مى رسد امام علیه السلام در این فراز دو نکته را گوشزد کرده است؛ نخست اینکه بخشـش زمان خاصى دارد که بهترین زمـان آن رمضـان و عیـد فطـر اسـت؛ دوم اینکـه در بخشـش اولویت ها باید رعایت شود، چراکه در فرهنگ اسلامى افراد به تناسب دوری و نزدیکى ای که به ما دارند بر اساس (اصل اولویت) وظیفه ما نسبت بدانها هم متفاوت اسـت و اول بایسـتى از خویشان و در پلهّ بعد همسایگان که مقداری دورترند و سپس بـه سـوی دیگـران رفـت و بخشش کرد.
در دعای 26 فراز 2 مى فرماید: «و دادن آنچـه ایشـان را واجـب و لازم اسـت پـیش از درخواست عطا فرما». از این فراز به دست می آید که بخشش و نیکوکـاری در حـق نیازمنـدان و مسـتحقان مى بایست قبل از درخواست آنان باشد؛ بدین معنـى کـه کرامـت انسانى شـان حفـظ شـود و صدمه ای نبیند.
امام سجاد علیه السلام در دعای 27 فراز 10 از درگاه خداوند خواستار پراکنده شدن کفار و عدم همبسـتگى آنان بر علیه مسلمین مى شود و مى فرماید: اَللّهُمَّ ا غزُ بِکُلّ نا حِیَةٍ مِنَ المُسلِمِینَ عَلی مَن بِاِ زَ اهِم مِنَ المُشرِکِین «بار خدایا کفار را از دست درازی به مرزهـای مسـلمانان(یا به طوائف مسلمانان) به خودشـان وادار و بکاستن شـان از کاسـتن مسـلمانان جلـوگیر (هـلاک و تباهشان گردان) و به پراکندگى شان از اجتماع و گرد آمدن بر مسلمانان باز دار» ایشان در این فراز از خداوند میخواهد که همبستگى دشمنان را به پراکنـدگى برسـاند تـا موجب انصراف آنان به رویارویى با مسلمانان شود. در دعــای 27 فــراز 5 مى فرمایــد: «بــار خــدایا و در راه هــای (اندیشــه های جنگــى) سرگردانشان گردان و از چیزی که با آن رو آورده اند (قصد جنگیدن با مسـلمین) گمراهشـان ساز». در این فراز هم امام علیه السلام از خداوند متعال مى خواهد که دشمنان را سرگردان کند تا نتوانند با مسلمین درگیر شوند.
در دعای 27 فراز 11 مى فرماید: « بار خدایا آنها (دشـمنان اسـلام) را از زد و خـورد بـا دلیران (اسلام) بترسان». و در این فراز از خداوند مى خواهد که دشمنان از دلیران و رزمندگان اسلام بترسند و در واقع درگیر جنگ نشوند. چراکه بسیاری از نیات و مقاصد انسان که از قبل با ترس توأم باشـد بـه واقعیت نخواهد رسید.
امام علیه السلام در دعای مرزبانان (شماره27) اوج مصلحت گرایى، تساهل و مدارای خود را نشان مى دهد. و اینکه جهانى مى اندیشد و روزی که مصالح جهانى اسـلام مطـرح اسـت و دشـمن خارجى رو در رو ایستاده است باید به اسلام و مسلمانان به معنای اعم اندیشید و امـام علیه السلام در همه فرازهای این دعا از تعبیر مسلم و مسلمین و اهل ثغور استفاده مى کند که لفظى عامتر از مؤمنان یا شیعیان است.«[33]
امام علیه السلام در دعای 20 فراز 29 مى فرماید: « بار خدایا بر محمد و آل او درود فرست و در روزگار مهلت (زندگانى دنیا) به طاعت و بندگى ات بگمار و راهى همـوار بـه سـوی محبـّت و دوستى ات ».
مهلت (که در این فراز آمده) در لغت به معنای مدارا و رفق هم به کار مـى رود و رفـق از صفات حمیده است که رعایـت آن در روابـط اجتمـاعى بسـیار سـودمند اسـت«.[34]
امام علیه السلام در دعای 20 فراز 10 مى فرماید: « بار خدایا بر محمد و آل او درود فرست و مرا به زینت صالحان و شایستگان آراسته فرما و زیور پرهیزگاران را به من بپوشان و با نرم خـویى و نیکو روشى و سنگینى و خوشخویى » در این فراز لغت "عریکه" را طبیعت معنـى کرده انـد و »لـَئن العریکـه« را تمثیـل بـرنرم خویى و "خفض جناج" را تمثیلى برای تواضع و "سکون ریح" را کنایـه از وقـار گرفته انـد«.[35] »منظور امام سجاد علیه السلام در دعای مکارم اخلاق از عبارت "سکون ریح" دعا نمـودن دربـاره مسلمانان است، از خدا مى خواهد که آنان را موفق بدار در حین صلح و آرامش، موقعى که در کوچه و بازار یا در مسجد و خانه یکدیگر را ملاقات مى نمایند در کمال صفا و آرامش باشـند، امواج قدرتى را که در مقابل کفار و مشرکین از خود بروز مى دادنـد فـرو نشـانند و در مقابـل برادران دینى خویش چهره صولت و غلبه به خود نگیرند و با آرامش و سکون با آنان ملاقات نمایند[36] به عبارتى نسبت به همدیگر رفق و مدارا داشـته باشند. هرچند که رفق و مدارا فقط معطوف به مواجهه تنها نیست، اما از جلوه های بارز آن به حساب مى آید.
امام علیه السلام در دعای 26 فراز 2 در خصوص نحوه رفتار با همسایگان مى فرمایـد: « و آنـان را توفیق ده برای فراگرفتن اخلاق نیک خودت در سود رساندن به ناتوانان شان، جلوگیری از فقر و نیازمند ی شـــان، و رفـــتن نـــزد بیمارشـــان، و راهنمـــایى راه جویشـــان، و انـــدرز دادن مشـورت کنند گانشـان، و دیـدار از سـفر آمده شـان، و پنهـان کـردن رازهایشـان و پوشـاندن عیب هایشان.» از فراز فوق کاملاً نحوۀ مدارا و رفق با همسایه را امام علیه السلام بیان مى فرماید. ایشان در دعای 26 فراز 3 در خصوص نحوۀ مدارا و رفق با همسایگان ناشایست مى فرماید: « بار خدایا مرا بر آن دار که بدکردارشان را به نیکى پاداش دهم، و از ستمکارشان به عفو و بخشش درگذرم، و دربارۀ همه ایشان خوش گمان باشم .و آنچه برای خواص و نزدیکان رعایت داشته در نظـر دارم برای ایشان رعایت کنم.» در این فراز امام علیه السلام اوج مدارا و رفق با همسایگان ناشایست را به ما مى آمـوزد، بـه ویـژه خوش گمانى که یکى از جلوه های مهم مدارا و رفق است را متذکر مى شود و همچنین حتمى بودن رفق و مدارا با بستگان و خویشاوندان را (هرچند که رابطه با همسایگان رابطه ای خاص است، لکن رابطه با خویشان و بستگان اولى است).[37]
ابن مالک خطاب به امام سجاد علیه السلام مى گوید: از تمام قوانین دین مرا آگاه کن. ایشان مى فرماید: « گفتار حق و داوری به عدالت و وفای به عهد». ایشان در دعای 47 فراز 88 مى فرماید: وَ تَوَحَّد نی بِما تَتَوَ حَّدَ بِهِ مَن وَفی بِعَهدِکَ وَاَتعَبَ نَفسَهُ فی ذاتِکَ « و تو خود به تنهایى به من احسان و نیکى کـن بـه آنچه (هدایت و راهنمایى که) با آن احسان نمودی کسى را که به عهد و پیمان تو وفا کرده به( تو ایمان آورده) و خود را دربارۀ (طاعت از) تو به رنج انداخته.» امام علیه السلام در این فراز احسان خدا را به تنهایى مى خواهد چراکه کسى کـه در اطاعـت از خـدا پایبند وعده خویش باشد، خدا هم مى بایست بدو احسان و نیکى کند.
امام علیه السلام در دعای 45 فراز 23 در سخت بودن وداع با ماه رمضان مى فرماید: « و از این رو مـا آن را وداع و بدرود مى نماییم و مانند وداع کسى کـه او را بـر عهـد و پیمـان نگاه داشـتنى و احترام رعایتکردنى و حق اداء و پرداخت شدنى ثابت و پابرجاست.» پس امام علیه السلام در این فراز تشبیهى آورده است که وداع با رمضان سخت است همانند کسى کـه پایبند به وعده خویش است و ما قبل از ادای دین خود مى خواهیم با او وداع کنیم. ایشان در دعای 47 فراز 60 مى فرماید: « بار خدایا ! پـس از آنکـه پیمـان آن امـام را بـه پیمان خود پیوسته و او را سبب خوشنودی خویش گردانیده ای، و طاعت و فرمـانبرداری از او را واجب کرده، و از فرمان نبردن از او ترسانیدهای .»
امام علیه السلام در این فراز اشاره به این نکته دارد که اطاعت و بندگى از خدا و رسول او و ائمـه اطهار نوعى قرارداد و وفای بـه عهـد و پیمـان اسـت. امـام علیه السلام در دعـای 31 فـراز 11 نیـز مى فرماید: « بار خدایا پس اینک منم که به درگاه تو آمده ام در حالى که فرمانبرم و خواهان وفای به وعده ات در اجابتى که به آن وعده داده ای. » امام علیه السلام در این فراز اشاره به پیمان و وعدهای دارد که خداوند با انسان بسته، که »بخوانید مرا تا اجابت کنم شما را ؛ همچنین اشاره است به عهد و پیمان و قرارداد اطاعت خـدا و در عوض احسان و برآوردن نیازهای انسان توسط او. [38]
در دعای 30 فراز 1 نیز مى فرماید: « بار خدایا بر محمد و آل او درود فرست، و مرا برهـان از وامى که به سبب آن آبرویم را (در میـان مـردم) ببـری، و هوشـم در آن پریشـان شـود و اندیشه ام به آن پراکنده گردد .» ایشان در این فـراز بـرای پـرداختن وام از خداونـد کمـک مى خواهد و پرداخت وام و دیون در واقع همان وفای به عهد و پیمان است. همچنین در دعای30 فراز 2 مى فرماید: « و به تو پناه مى برم ای پروردگار از اندوه قرض و اندیشۀ آن و از مشغول بودن به (کار) وام و بى خوابیش.» در این فـراز امـام علیه السلام سـخن از اندوه و فکر و ذکر وام و بى خـوابى مربـوط آن سـخن مى گویـد و ایـن نشـان دهنده تعهـد و وفاداری امام علیه السلام به عهد و قرارداد (وام)
در همه جای صحیفه مبارکه سجادیه، نفس انسان محترم شمرده شده است، و تمـام ابعـاد تربیت اخلاقى در این مصحف شریف مبتنى بر حفظ کرامت و عـزّت نفـس انسـان اسـت».[39] از آنجایى که صحیفه سجادیه به زبـان دعـا بیـان شـده اسـت و مى دانیم مخاطب دعا »خداوند تبارک و تعالى« است، لذا این خود مبتنى برکرامت و عزّت نفس انسان است؛ چراکه فقط درگاه خدای بزرگ را شایسته تضرع و زاری دانسته است. امام سجاد علیه السلام در دعای 47 فراز 118 مى فرماید: وَذَلَّلنی بَینَ یَدَیکَ وَ اَ عِزِّنی عِندَ خَلقِکَ وَ ضَعنی اِ ذا خَلَو تُ بِکَ وَ ا ر فَعنی بَینَ عِبادِکَ« و مرا در درگاهـت خـوار (مطیـع) و نزد آفریدگانت عزیز و ارجمند گردان ».
امام در این فراز عزّت را منحصراً از جانب خدا مى داند و آنچه به او متصل باشد و از ذات او سرچشمه گیرد، ماننـد بنـدگان بـا تغییـر شـرایط و موقعیـت از بـین نمى رود و ثابت است، پس آن عزّت ثابـت و پایـدار از آن خداسـت.»[40] امام سجاد علیه السلام در دعای 35 فراز 5 به ثابت و پایدار بودن عزّتـى کـه از آن خـدا باشـد اشاره مى کند: «. و ما را به عزّت و بزرگى که از دست نمى رود تأیید و کمک فرما »
و همچنین امام سجاد علیه السلام در دعای 47 فراز 119 مى فرمایـد : « و از انـدوه و ذلـت و خواری (نزد مردم) و رنج و گرفتاری (در کارها) پناهم ده .» یکى از عوامل ذلتّ نزد مردم، قرض گرفتن از آنها و اظهار حاجـت بـه آنهاسـت؛ امـام سجاد علیه السلام در دعای 5 فراز 13 مى فرماید: « پس بر محمد وآل محمد درود فرست، و مـا را به قدرت و توانایى خود از (زبان) بندگانت دور ساز، و به بخشش خـود از دیگـری بى نیـاز گردان».
همچنین امام سجاد علیه السلام در دعای 20 فراز 26 فقر را باعث خواری مى داند و مى فرماید: « بار خدایا بر محمـد وآل محمـد درود فرسـت، و آبـرویم را بـه تـوانگری حفـظ فرمـا، و ارجمندیم را به تنگدستى خوار مگردان چراکه انسان در مقابل فقر ضعیف است.» ایشان در دعای 22 فراز 2 مى فرماید: « خدایا مرا به رنج توانایى و برگرفتاری شکیبایى و بر درویشى قدرت نمى باشد. » در نظر امام سجاد علیه السلام قناعت انسان را به خود کفایی و بى نیازی مى رساند«.[41]
کسى که به کفایت دست یابد، زندگى او با بقیه تفاوت دارد؛ زیرا زنـدگى در حـدّ کفایت به معنى دارایى و ثروت هنگفت و ذخیره های زر و زیور نیسـت. بنـابراین، آن کس که بیشتر از همه مى اندیشد باید در پناه پول بـه آسـایش برسـد، پـس از گذراندن سختى ها و رسیدن به خواسته هایش درمى یابد که آرامش ، در پناه خیـال تهى و نادرست او نیست و اگر هزاران برابر این داشته باشد، ولى امنیت روحـى و آرامش دل و جان نداشته باشد، هرگز سر بر بـالین آسـایش نخواهـد گذاشـت«.[42] امام سجاد علیه السلام در دعای 28 فراز 6 مى فرماید: « زیرا بسا از مردم را دیدم که به وسـیلۀ جز تو عزّت و بزرگى طلبیدند و خوار شدند» امام علیه السلام در این فراز عزّت را فقط مختص خداوند مى داند.
امام در دعای 48 فراز 15 مى فرماید: « ای خدای من اگر تو مرا بلند مرتبه گردانى پس کیست آنکه مرا پست کند، اگر مرا پست کنى پس کیست آنکه بلندم گردانـد، و اگـر مـرا گرامى مى داری پس کیست آنکه خوارم کند، اگر مرا خوار کنى پس کیست آنکه گرامى ام دارد .» نکتۀ قابل ذکر این است که در دعای مکارم اخلاق (20) در یک جا امام سجاد علیه السلام از عزّتى به نام »عزّت ظاهری یاد مى کند که با عزّت ممدوح قدری متفاوت به نظر مى رسد؛ چراکه امام علیه السلام در مقابل آن از خداوند شکسته نفسـى و فروتنـى مى خواهد.
امام سجاد علیه السلام در دعای 20 فراز 4 مى فرماید: « بار خدایا بـر محمـد و آل او دورد فرست، و مرا در میان مردم به درجه و مقامى سرفراز مفرما جز آنکـه پیش نفسم مانند آن پست نمایى، و ارجمندی آشکار را برایم پدید میاور جز آنکه به همان اندازه پیش نفسم برای مـن خـواری پنهـان پدیـد آوری» . ایـن عـزّت ظاهری با عزّتى که امام علیه السلام در جاهای دیگر از خداوند مى خواهد متفاوت اسـت، چراکه عزّت باطنى با روح شخص عزیز آمیختـه مى شـود و در اعمـاق وجـودش جای مى گیرد، ولى عزّت ظاهری، احترامى است که مردم نسبت به شخص عزیز معمول مى دارند و او را مورد تکریم خود قـرار مى دهنـد. همچنـین بـا توجـه بـه تعریفى که راغب اصفهانى از عزّت در المفردات ارائه مى دهد مى نویسد: "عزّت حالتى در انسان است که مانع از آن مى شود که بر او غلبـه شـود"، شخصـى کـه عزّت روحى دارد آنقدر نیرومند و قوی است که در مقابـل هـوی و خواهش هـای نفسانى شخصیت بزرگ خود را از دست نمى دهد و به پستى و زبونى نمى گرایـد. اما عزّت ظاهری با پستى و زبونى روح منافات ندارد«.[43]
محمد تقى فلسفى مى نویسد: »در عزّت باطنى افراد باایمـان مکلف انـد از پـى آن بروند و خویشتن را عزیزالنفس به بار آورند، اما در عزّت ظاهری لازم نیست کـه شخص دارای عزّت، دارای رفعت و کرامت نفس باشـد، ممکـن اسـت کسـى از جهتى مورد عزّت مردم واقع شود و عملاً او را تکریم نماینـد امـا از نظـر روحـى زبون و فرومایه باشد«.[44] نکته دیگر اینکه عزّت به معنای تکبر نیست و به همین دلیل است که امام علیه السلام پس از طلب عزّت از خداوند درخواست مـى کنـد کـه دچـار کبـر نشـود و در دعـای 20 فـراز 3 مى فرماید: « و مرا برای (بندگى) خود رام ساز و عبادتم را به عجب و خودپسـندی تبـاه مگردان » امام سجاد علیه السلام در دعای 35 فراز 4 مى فرماید:«. زیرا شریف و بزرگوار کسى است که طاعت و پیروی تو او را شریف گردانیـده، و عزیـز و گرامـى کسـى اسـت کـه عبـادت و بندگى ات او را عزیز کرده است». امام علیه السلام در این فراز اطاعت و بندگى خدا را سبب عزّت آدمى مى داند. امام سجاد علیه السلام در دعای 25 فراز 11 مى فرماید: « و مرا در جمله کسانى درآور که به وسیله تو از ذلتّ و خواری به عزّت و بزرگواری رسیده .» [45]
ایشان در دعای23 فراز 8 مى فرماید: « بار خدایا (هرکس که با من آهنگ بدی کـرده) ارجمندیش را خوارکنى، و بزرگیش را درهم شکنى، و بر گردنش طوق خواری بیاویزی و سرافرازیش را بر هم زنى .» امام علیه السلام در این فراز نیز خدا را عامـل خـواری و در هـم شکستن انسان های بد مى شناسد. امام سجاد علیه السلام در دعای 49 فراز 10 مى فرماید: « و مى دانستم کسـى کـه در سـایه رحمت تو جا گرفت شکست نمى خورد » ایشان در این فراز به شکست نخوردن کسى که در سایه مناعـت و عـزّت الاهـى جـا گیرد اشاره فرموده است. [46]
از بدو پیدایش انسان بر روی کره زمین، همواره زنان و مردان، با تشکیل کانونی به نام خانواده، عمری را در کنار یکدیگر گذرانده و فرزندانی در دامان پرمهر خویش پرورانده و از این جهان رخت بر بسته اند. کوشش مصلحان جامعه ، مخصوصاً پیامبران خدا این بوده است که نظام خانواده، یک نظام مستحکم و پایداری باشد و هیچ عاملی نتواند این کانون سعادت را متلاشی گرداند.
خانواده و اهتمام به حقوق متقابل والدین و فرزندان ، اساس اجتماع و یکی از عوامل مهم ایجاد تمدن انسانی و اسلامی است که در کلام معصومین علیهم السلام و ادعیه ایشان نمود گسترده ای دارد؛ زیرا رشد و تربیت افراد ، در خانواده پایه گذاری می شود و سلامت و سعادت بشری در گرو تربیت صحیح و استواری است که در این کانون پدید میآید. در این فصل، به بررسی اخلاق در خانواده میپردازیم که شامل اخلاق همسر داری، اخلاق والدین با فرزندان و اخلاق فرزندان با والدین است .[47]
یکی از رکنهای اصلی روابط خانواده، رابطه زن و شوهر است که در تعامل با یکدیگر از چه اخلاقی باید برخوردار باشند. در ادامه به بررسی آن میپردازیم.
امام سجاد علیه السلام در حدیثی، یکی از لوازم چهارگانه کامل شدن اسلام را «حُسن خلق» با همسر میداند: أَرْبَعٌ مَنْ کُنَّ فِیهِ کَمُلَ اِسْلَامُهُ، وَ مُحِّصَتْ ذُنُوبُهُ، وَ لَقِی رَبَّهُ (عَزَّ وَ جَلَّ) وَ هُوَ عَنْهُ راضٍ، مَنْ وَفی لِلّهِ عَزَّ وَ جَلَّ بِمَا یجْعَلُ عَلی نَفْسِهِ لِلنّاسِ، وَ صَدَقَ لِسانُهُ مَعَ النّاسِ، وَ اسْتَحْیا مِنْ کلِّ قَبِیحٍ عِنْدَ اللهِ وَ عِنْدَ النَّاسِ وَ حَسُنَ خُلُقُهُ مَعَ أَهْلِهِ. چهار صفت است که اگر در کسی باشد، اسلامش کامل میشود و گناهانش از بین میرود و در حالی خداوند را ملاقات میکند که از او راضی است: به عهد الهی در مواردی که بر او در ارتباط با مردم لازم است، وفا کند؛ زبانش با مردم صادقانه باشد؛ از هر امر زشتی که نزد خداوند و مردم زشت است، حیا پیشه کند و با همسر و خانوادهاش حسن خلق داشته باشد.[48]
در تعریف حسن خلق آمده است: حسن خلق ملکهای است که برای صاحب آن، انجام زیبایی و دوری از زشتی را آسان میکند و این، در ارتباط با مردم به نیکی و صدق و موّدت و لطف و حسن مصاحبت و معاشرت و مواسات و رفق و حلم و صبر و محبت به دست میآید.[49]باتوجه به روایت شریفه ، برخی صفات نیکو از لوازم پدید آمدن حسن خلق است و بر انسان لازم است در رفتار با همسر خود محبت، مودّت و صدق را مراعات کند. اکنون به برخی بایستههای اخلاقی زن و شوهر در این زمینه اشاره میکنیم.
مهربانی و بر خورد محبت آمیز ، میان همسران بسیار ضروری است و خداوند در قرآن کریم به همسران چنین سفارش میکند: «وَ جَعَلَ بَینَکُمْ مَوَدَّةً وَ رَحْمَةً؛ و در میان شما دوستی و مهربانی قرار داد».[50] امام سجاد علیه السلام در رسالة الحقوق در بیان حقوق همسر به این حق نیز اشاره میکند: وَ أَمَّا حَقُ رَعِیتِکَ بِمِلْکِ النِّکَاحِ... فَإِنَّ لَها حَقَّ الرَّحْمَةِ وَ الْمُؤانَسَةِ.و اما حق همسرت آن است که وی حق مهربانی و انس و مودّت بر تو دارد.[51]
و توصیه شده است که انسان محبت خود را به همسرش ابراز کند، چنانکه پیامبر گرامی اسلام میفرماید: قَوْلُ الرَّجُلِ لِلْمَرْاَة ِ: اِنّی اُحِبُّکِ لَایذْهَبُ مِنْ قَلْبِهَا اَبَدًا.[52]این گفته مرد به زنش که «دوستت دارم» هرگز از قلبش بیرون نمیرود.این آیه و حدیثها، دیدگاه و فرهنگی ناب را در زندگی مشترک نشان میدهد؛ یعنی در باور و اندیشه زن و مرد باید زندگی بر اساس مهربانی و محبت شکل گیرد. «وقتی اساس زندگی بر مبنای دوستی و صمیمیت برقرار شد، نیازی نیست که مرد را به امری ملزم نماییم و یا زن را به کاری وادار کنیم. همین صفا، محبت و صمیمیت، هر دو را به انجام وظایف خود آشنا میکند».
امام سجاد علیه السلام در این زمینه میفرماید: فَأَنْ تَعْلَمَ أَنَّ اللهَ جَعَلَهَا سَکَناً وَ مُسْتَراحاً.[53]و اما حق همسرت آن است که بدانی خداوند متعال با آفرینش او، وسیله آرامش و آسایش تو را فراهم کرده است. محیط کار و تلاش خارجی برای مسائل اقتصادی، کسب درآمد، تحصیل و تدریس علم و هر کاری، با شرایط خود اداره میشود، ولی مدیریت خانه با دیگر مجموعهها متفاوت است. مدیر خانواده باید بداند که خانه، محل آرامش، انس، محبت، صفا و صمیمیت است و آن کسی که موجبات رفاه و آرامش را فراهم میآورد، همسر است.[54] آیه زیر لزوم آرامش در محیط زندگی را گوشزد میکند:وَ مِنْ آیاتِهِ أَنْ خَلَقَ لَکُمْ مِنْ أَنْفُسِکُمْ أَزْواجًا لِتَسْکُنُوا إِلَیها وَ جَعَلَ بَینَکُمْ مَوَدّةً وَ رَحْمَةً.و از نشانههای [قدرت و ربوبیت] او این است که برای شما از جنس خودتان همسرانی آفرید تا در کنارشان آرامش یابید و در میان شما دوستی و مهربانی قرار داد.[55]
بر زن لازم است که محیط خانه را کانون آرامش مرد سازد و بر مرد نیز لازم است چنین محیطی را برای همسر خویش فراهم آورد. بنا بر آیه بالا، ماندگاری این آرامش به ابزاری نیاز دارد؛ یعنی اگر میخواهید این آرامش تا پایان زندگی بماند، باید از ابزاری به نام الفت، مودّت و رحمت استفاده کنید. امام سجاد علیه السلام آرامش خانواده را اینگونه از خداوند میخواهد: «وَ لَا تُوحِشَ بِی اَهْلَ اُنْسِی؛ و اسباب وحشت خانوادهام را فراهم مکن (به آنها آرامش عطا کن)». [56]
یکی دیگر از ویژگیهایی که همسران باید رعایت کنند، نیکو سخن گفتن و دوری کردن از صحبتهای آزاردهنده و ناراحتکننده است. امام سجاد علیه السلام بر رعایت این امر در خانواده تأکید میکند:
اَلْقَوْلُ الْحَسَنُ یثْرِی الْمالَ وَ ینْمِی الرِّزْقَ و ینْسِی فی الْأَجلِ ِ وَ یحَبِّبُ إِلَی الْأَهْل وَ یدْخِلُ الْجَنَةَ.[57]سخن نیکو مال را فراوان میکند و روزی را زیاد میکند و در مرگ تأخیر میاندازد و انسان را نزد همسرش محبوب میسازد و آدمی را به بهشت وارد میکند.بر اساس این حدیث، سخن نیکو هم انسان را نزد خانواده محبوب میسازد و هم موجب خوشبختی فرد میشود.
زندگی زن و شوهر باید بر پایه سازگاری و گذشت باشد. در چنین فضایی اگر یکی اشتباهی کرد، از کردار خود شرمگین میشود. اینگونه است که نه بر تکرار اشتباه خود اصرار میکنند و نه در توجیه و دفاع از آن میکوشند. در این میان، شایسته است طرف مقابل نیز قضیه را تمامشده بداند. نگه داشتن همسر در حالت شرم، گوش زد کردن اشتباه او و امتیاز گرفتن از او در چنین حالتی، ممکن است پرده حیا را از میان بردارد و فرد احساس کند که از اخلاق وی سوء استفاده شده است. ادامه یافتن این وضع ممکن است به سرد شدن روابط زن و شوهر یا حتی طلاق؛ ناپسندترین حلال بی انجامد. پیامبراکرم صلی الله علیه و اله در هشداری میفرماید: «خداوند چیزی را که نزد او منفورتر از طلاق باشد، حلال نکرده است».[58]چه زیباست اگر کسی که اشتباه کرده است، اظهار پشیمانی نکرد، طرف مقابل از این اشتباه بگذرد و با صبر و حوصله در رفع آن بکوشد و اگر رفع نشد، تحمل کند. بهجاست توصیه امام سجاد علیه السلام در برخورد با بدیهای دوستان و همسایگان را یادآور شویم و بدیهی است این امر درباره زن و شوهر سزاوارتر است: «وَاجْعَلْنی اللَّهُمَّ أَجِزنِی بِالإِحْسانِ مُسیئَهُمْ؛ بار خدایا مرا به گونهای قرار ده که بدیهای آنها را با نیکی جواب دهم».[59]
یکی از اصول مورد تأکید اسلام در اخلاق اجتماعی، همکاری با یکدیگر است. امام سجاد علیه السلام در موارد مختلفی این امر را گوشزد میکند، از جمله یاری به نیکان را متذکر میشود: « وَاجْعَلنی لَهُمْ نَصیراً؛ خدایا مرا یاریکننده به آنان قرار بده».[60]
همکاری با یکدیگر از برنامههای مهمّ زندگی است. تقسیم کارها بهترین روش در اجرای این امر است. برای نمونه، مرد کارهای بیرون از خانه را انجام دهد و زن کارهای داخل خانه را.این همکاری گاهی جنبه روانی هم دارد. رهبرمعظم انقلاب میفرماید: همکاری و کمک گاهی به این نیست که وارد حجم کار یکدیگر بشوند، نه! بلکه یکدیگر را روحاً تدارک کنند. مردها معمولاً با مسائل پیچیدهتری در جامعه برخورد دارند. زنها میتوانند به آنها روحیه بدهند. میتوانند خستگی آنها را از تن شان بیرون کنند. به آنها تبسم کنند و به آنها دلخوشی دهند. اگر چنانچه خانمها هم کاری بیرون از خانه دارند، باز مرد به آنها کمک کند و او را تقویت نماید.
امام سجاد علیه السلام در صحیفه برای خانواده خود از خداوند خیر و نیکی میخواهد و به درگاه الهی برای آنان دعا میکند. همسران نیز باید اینگونه عمل کنند و برای یکدیگر طلب خیر و نیکی بخواهند: «وَ اغْفِرْ لِی وَ لِوالِدَیّوَ لِاَهْلی وَ وُلْدِی ؛ خدایا، من و والدین و همسر و فرزندانم را بیامرز.» یا «وَ بَارِ ِکْلِی فِی أَهْلِی وَ وُلْدِی وَ مَالِی؛[61] خدایا، خیر و برکت خود را برای من، بر همسر و فرزندان و مالم عنایت کن.»
با بیانی از امام سجاد علیه السلام ، اخلاق والدین در برابر فرزندان را تا اندازهای روشن میکنیم. امام سجاد علیه السلام به فرزندش میفرماید: یا بُنَیَّ اِنَّ اللهَ لَمْ یرْضَکَ لِی فَأَوْصَاکَ بِی، وَ رَضِینِی لَکَ فَلَمْ یوصِنی بِکَ وَ اعْلَمْ أَنَّ خَیرَ الْآباءِ لِلْاَبْنَاءِ مَنْ لَمْ تَدَعْهُ الْمَوَدّةُ اِلی التَّفْریطِ فِیهِ، وَ خَیرُ الْأَبْنَاءِ لِلْآبَاءِ مَنْ لَمْ یدَعْهُ التَّقْصیرُ إِلَی الْعُقُوقِ.[62]فرزندم، خداوند محبت و میل مرا در تو قرار نداد و به دلیل همین نسبت به من، به تو سفارش کرد، ولی میل و محبت تو را در من قرار داد و نسبت به تو به من سفارش نکرد. بدان که بهترین پدران برای فرزندان، آنانند که دوست داشتن فراوان، [ایشان را] به کوتاهی (در تربیت صحیح فرزندان) نکشاند و بهترین فرزندان برای پدران، آنانند که کوتاهی، [ایشان را] (در ادای وظایف) به عقوق و نافرمانی والدین نکشاند.
در این حدیث، امام سجاد علیه السلام به وجود غریزهای در پدر و مادر، به نام محبت، اشاره و بیان میکند که دیگر نیازی به تأکید خداوند بر نیکی و احسان به فرزندان نیست و این میل طبیعی آنان به فرزندان اگر مهار نشود، ممکن است در تربیت درست فرزندان خلل ایجاد کند. با این توضیح، در ادامه، به برخی از مهمترین اخلاق والدین در برابر فرزندان که به تربیت درست آنان میانجامد، اشاره میکنیم.
امام سجاد علیه السلام در صحیفه سجادیه از خداوند میخواهد که فرزندانی صالح در عقیده و آراسته به فضیلتهای اخلاقی داشته باشد: «وَأَصِحَّ لِیأَدْیانَهُمْ وَ أَخْلاقَهُمْ؛ و آیین و اخلاقشانرا برای من سالم بدار».والدین باید مراقب باشند که فرزندان آنان تحت تأثیر عقیده های انحرافی و اخلاق افراد منحرف قرار نگیرند و در روابط آنان دقت و برای آموزش معارف ناب دینی به آنان اقدام کنند. امام صادق علیه السلام میفرماید: بادِرُوا أَحْداثَکُمً بِالْحَدِیثِ قَبْلَ اَنْ تُسبِقَکُم اِلَیهِمُ الْمُرْجِئَةُ.[63]
در آشنا کردن نوجوانان تان به حدیث شتاب کنید، پیش از آنکه گروههای منحرف با افکارشان بر آنان چیره شوند. پدر و مادر، نخستین استادان کودک اند. پس باید در گفتار و کردار خود مراقب با شند که اخلاق ناپسند از آنها سر نزند؛ زیرا فرزندان بهصورت مستقیم و به سرعت آن را فرامیگیرند.[64] همچنین لازم است کودک را تشویق کنیم که آداب مهم مذ هبی و فریضه های عبادی مانند نماز، روزه، دعا، راز و نیاز با خدا و سپاسگزاری از نعمتها را انجام دهد. به او بیاموزیم که با حضور قلب، مشکلات خود را به خدا بگوید و از او یاری بخواهد و برای توفیق خود در انجام کارهای نیک، هدایت بجوید و چون مرادش حاصل شد، سپاسگزاری کند. یکی از مهارتهای مورد نیاز کودک، بالابردن قدرت اندیشیدن اوست. برای کسب این مهارت باید کودک را به پرسش از محیط اطراف خود تشویق کنیم و زمینه این پرسشگری را با دقت در نوع بازی های وی و با بهرهگیری از نظر کارشناسان فراهم آوریم. حضرت علی علیه السلام میفرماید: «مَنْ سَأَلَ فِی صِغَرِهِ أَجابَ فِی کِبَرِهِ؛ هرکس در خردسالی بپرسد، در بزرگ سالی پاسخ میدهد». برخی دیگر از مواردی که با توجه به روایات باید به کودکان آموزش داد، از این قرارند: آموزش قرآن کریم؛ شعرهای آموزنده از روایات چنین برمیآید که این شعرها باید دربردارنده آگاهیهای مورد نیاز اعتقادی، اخلاقی و رفتاری کودک و انس با اهلبیت علیهم السلام باشد؛ ـ نوشتن؛ـ ورزشهایی نظیر شنا و تیراندازی.
امام سجاد علیه السلام از خداوند میخواهد که فرزندانش، پرهیزکار، پاک و فرمانبر خداوند شوند. پس باید به این نکته توجه داشت که افزون بر رعایت اصول تربیتی، باید از خداوند خواست که فرزندان در مسیر درست اعتقادی قرار گیرند: وَ اجْعَلْهُمْ أَبْراراً أَتْقِیاءَ بُصراءَ سامِعِینَ مُطِیعِینَ لَکَ.[65] ایشان را نیکوکاران و پرهیزکاران و بینایان (راه حق) و شنوندگان (سخن راست) و فرمانبران خود قرار ده. امام اینگونه بر تربیت صحیح و نیکوی فرزندان تأکید میکند: وَ أَعِنِّی عَلی تَرْبِیتِهِمْ وَ تَأْدِیبِهِمْ وَ بِرِّهِمْ.[66] و مرا در پرورش و تأدیب (راه پسندیده نمودن) و نیکی کردن ایشان یاری فرما.
تربیت فرزند از حقوق او و بر گردن پدر و مادر است، چنانکه امام صادق علیه السلام میفرماید: تَجِبُ لِلْوَلَدِ عَلی والِدِهِ ثَلاثُ خِصالٍ: إِخْتِیارُهُ لِوالِدَتِهِ وَ تَحْسِینُ اسْمِهِ وَالْمُبالَغَةُ فِی تَأْدِیبِهِ.[67] سه چیز برای فرزند بر عهده پدر است: برگزیدن مادر خوب برای او، نام نیک بر او نهادن و تلاش فراوان در تربیت او. در این روایت بر تربیت تأکید شده است؛ یعنی پدر باید در تربیت فرزندان بسیار بکوشد و با استفاده از شیوههای مناسب و توکل به خداوند، صبورانه و با دقت، تمام همت خود را در تربیت فرزندان صرف کند. البته باید دانست که تربیت از لحظه انعقاد نطفه آغاز میشود و تا پایان بلوغ و پس از آن ادامه مییابد و هرگز نباید گمان کرد که «بچه است و نمیفهمد؛» زیرا بسیاری از کارهای پدر و مادر و اطرافیان از کودکی در او تأثیر میگذارد. در تربیت فرزندان گاهی لازم است پدر و مادر شیوه تشویق و تنبیه بهنگام را به کار گیرند. برای نمونه، وقتی کودک شما به مسجد آمد یا دخترتان خود را به حجاب آراسته کرد، به او محبت ویژه کنید، لباس یا خوراکی مورد علاقهاش را برای او بخرید و به شیوهای مناسب او را تشویق کنید.
نکته دیگر در تربیت فرزند، انتخاب نام نیکو برای وی است که در روایات بر آن بسیار تأکید شده است. فرزندی که نام یکی از اولیای دین را دارد، رابطهای بین خود و او احساس میکند. ازاینرو، تلاش میکند خود را از نظر روحی و اخلاقی به آن شخص نزدیک سازد. این ارتباط درونی با صاحبِ نام میتواند وی را از انجام کارهای ناروا بازدارد. البته باید والدین، فرزند خود را به این نکتهها توجه دهند.[68]
فرزندان، نیازمندِ داشتن الگو هستند و دوست دارند از اخلاق و روش دیگران پیروی کنند. ازاینرو، لازم است پدر و مادر ضمن آموزش اخلاق نیکو به فرزندان، آنان را با افرادی که دوستدار خدایند، به شیوهای هنرمندانه آشنا سازند که فرزندان، دلبسته آن افراد گردند و فریفته افراد نااهل نشوند. امامسجاد علیه السلام میفرماید: وَلِأَوْلِیائِکَ مُحِبِّینَ مُناصِحِینَ وَ لِجَمِیعِ أَعْدائِکَ مُعانِدِینَ وُ مُبْغِضِینَ.[69]آنان را دوستداران و خیرخواهان برای دوستانت و دشمنان و کینهداران برای همه دشمنانت قرار ده.به گفته یکی از شارحان صحیفه سجادیه، «آنان را دوستدار خالصانه اندیشه اولیای الهی و یاریکننده آنان قرار ده».[70]
احترام و نیکی کردن به پدر و مادر آنقدر در فرهنگ اسلامی اهمیت دارد که در قرآن مجید، بعد از دعوت به توحید، به آن سفارش شده است: وَ قَضی رَبُّکَ أَلاَّ تَعْبُدُوا إِلاَّ إِیاهُ وَ بِالْوَالِدَینِ إِحْسَاناً.[71] پروردگارت فرمان قاطع داده است که جز او را نپرستید و به پدر و مادر نیکی کنید. در مقایسهای کوتاه بین فرهنگ اسلامی و فرهنگ مادی غرب (که متأسفانه تاریکیهای آن به کشورهای اسلامی هم رخنه کرده است)، میبینیم که ارزش خانواده در آن کشورها پایین آمده است. نه تنها رابطه عاطفی فرزندان به والدین کم شده، بلکه از آن بدتر، رابطه عاطفی والدین به فرزندان نیز رو به کاهش است، بهگونهایکه عدهای پرورش حیوانات را بر تربیت فرزندان خود ترجیح میدهند.
در این قسمت، با بررسی دعاهای صحیفه سجادیه، اهمیت و جایگاه والای پدر و مادر و لزوم اخلاق پسندیده در برخورد با آنان را تبیین میکنیم.امام سجاد علیه السلام آنقدر مقام والدین را بالا میداند که برای آشنایی به وظایف خود در مورد آنها، از خداوند یاری میطلبد. این سخن نشان میدهد که ما نیز باید با وظایف و اخلاق پسندیده برخورد با پدر و مادر آشنا شویم. وُ أَلْهِمْنِی عِلْمَ مُا یجِبُ لَهُما عَلَی إِلْهاماً وَ اجْمَعْ لِی عِلْمِ ذلِکَ کُلِّهِ تَماماً.[72] (خدایا) وظیفهام را نسبت به پدر و مادرم به من الهام کن و همه دانش خدمتگزاری به آن دو را به من بیاموز. امام سجاد علیه السلام در جای دیگر بیان میدارد که ادای حق پدر و مادر از توان فرزند خارج است: هَیهَاتَ ما یسْتَوْفِیانِ مِنِّی حَقَّهُما وَ لا أُدْرِکُ ما یجِبُ عَلَیَّ لَهُما وَ لا أَنَا بِقاضٍ وَظَیفَةَ خِدْمَتِهِما.[73]
نه! هرگز نتوانند همه حقی را که بر گردن من دارند، به تمامی استیفا کنند و من نیز آنسان که شایسته آنهاست، هرگز نتوانم حقشان را بشناسم و هرگز نتوانم حق خدمت شان را به جای آورم. و با اینهمه، از خداوند میخواهد که از آنان تشکر کند و به آنان پاداش دهد: أَللّهُمَّ اشْکُرْ لَهُما تَرْبِیتِی وَ أَثِبْهُما علی تَکْرِمَتِی.[74] خدایا آنان را به پاس تربیت و پرورش من، پاداش نیکو عطا کن و در برابر گرامیداشت من، از پاداشی شایسته برخوردارشان فرما. در توضیح شکر خداوند از بندگان باید گفت: شکر از جانب خداوند، جزا دادن اوست و این به دلیل انجام طاعات خداوند است که با ثوابهای بزرگ از جانب پروردگار همراه میشود پس تشکر خداوند از پدر و مادر اهمیت و جایگاه آنان را میرساند، ولی فرزندان نسبت به والدین چه رفتاری باید داشته باشند؟ انچه که از صحیفه سجادیه استفاده می شود فهرست وار بیان می کنیم .
یکی از مهمترین وظایف فرزندان در برابر پدر و مادر نیکی به آنهاست که در آیات و روایات بسیار به آن سفارش شده است. به روایت زیر توجه کنید:
ابن مسعود میگوید از پیامبر اسلام پرسیدم: کدام عمل نزد خداوند محبوبتر است؟ فرمود: نماز در وقت آن. گفتم: سپس چه عملی؟ فرمود: نیکی به والدین. پرسیدم: بعد چه عملی؟ فرمود: جهاد در راه خدا.[75]نیکی به پدر و مادر نمونه های فراوان دارد که به مهم ترین آنها ذیلا اشاره می کنیم .
از جلوههای نیکی به والدین، کمککار بودن برای آنان است. پدر و مادر که عمری برای فرزندان خود زحمت کشیدهاند، بهویژه در کهنسالی سزاوار آن هستند که فرزندان یاریشان کنند. امام سجاد علیه السلام در دعا برای فرزندان خود این وظیفه را گوشزد میکند: أَللّهُمَّ اشْدُدْ بِهِمْ عَضُدِی وَ أَقِمْ بِهِمْ أَوَدِی وَ أعِنِّی بِهِمْ عَلی حاجَتِی [76]بار خدایا، بازویم را به وجودشان نیرومند و اختلال امورم را به آنان اصلاح فرما و به دست آنان در برآمدن نیازم مرا یاری ده.
از امام سجاد علیه السلام نقل است که: مِنْ سَعادَةِ الرَّجُلِ أَنْ یکُونَ لَهُ وُلْدٌ یسْتَعِینُ بِهِمْ. [77]از خوشبختیهای مرد این است که فرزندانی داشته باشد که از آنان در برنامههای زندگیکمک بگیرد. امام علی علیه السلام میفرماید: «وَ کُنْ حافِظاً لِلصِرا والِدَینِ وَ نا؛ و حافظ و یاریکننده پدر و مادر باش«.[78] مقصود از پاسداری و یاریرسانی، حفظ وجود پدر و مادر از خطرها، آسیبها و حادثههایی است که سر راهشان وجود دارد و نیز یاری رساندن به آنان در دوران پیری و ناتوانی و حتی یاریرسانی به حفظ آبرویشان.[79]
حضرت امام سجاد علیه السلام از خداوند میخواهد که مبادا دعا برای پدر و مادر را پس از هر نماز فراموش کند. گویی دعا برای آنان از تعقیبات نماز است. دعا برای پدر و مادر اختصاص به این زمان ندارد، بلکه حضرت در هر ساعتی از شب و روز به یاد آنان بودن را از خداوند میخواهد: أَللَّهُمَّ لا تُنْسِنِی ذِکْرَهُما فِی أدْبارِ صَلَواتِی وَ فِی إِناً مِنْ آناءِ لَیلِی وَ فِی کُلِّ ساعَةٍ مِنْ ساعاتِ نَهارِی .بار خدایا! هیچگاه در پس نمازهایم و در هیچیک از لحظهها و ساعتهای شب و روزم، یاد خیرشان را از ذهن و دلم مبر.
فرزند باید از دستورهای پدر و مادر پیروی کند، تا آنجا که اگر فرزند را از انجام عمل مستحبی بازدارند و این عمل مستحب موجب آزار یکی از آن دو شود، حرام است. به فتوایی از مقام معظم رهبری توجه کنید.
س: اگر والدین در اعمال مستحبی مثل رفتن به جمکران مانع انسان شوند یا بهطور کلی در مسئلهای مخالفت کنند و یا به کاری اصرار داشته باشند، اطاعت از آنها واجب است؟
ج: اطاعت از والدین واجب نیست، لکن اذیت کردن آنان حرام است مگر در انجام واجبات و ترک محرمات.[80] توضیح: ممکن است یکی از والدین از فرزند بخواهد به جای آب، شربت بخورد، ولی فرزند میداند که با نافرمانی در این مورد، او اذیت نمیشود. اگرچه عمل به توصیه پدر یا مادر مطلوب است، با این سرپیچی، کار حرامی را مرتکب نشده است، ولی اگر احتمال اذیت شدن والدین را بدهد، باید اطاعت کند. پس باید توجه داشت که اگر خواسته ما نیز موجب نارضایتی پدر و مادر باشد، شایسته است خواسته آنان را مقدّم بداریم، چنانکه امام زینالعابدین علیه السلام میفرماید: حَتّی أوثِرَ عَلی هَوای هَواهُما وَ أَقَدِّمَ عَلی رِضای رِضاهُما.[81] (بارخدایا توفیقم ده) تا خواسته آنها را بر آرزوی خود برگزینم و خشنودی ایشان را بر خشنودی خویش مقدّم دارم. در این دستور، فقط یک مورد، استثنا شده و آن زمانی است که حرف پدر و مادر با سخن خداوند مخالفت داشته باشد و انجام امر والدین به ترک عمل واجب یا ارتکاب حرام منجر شود. در این مورد، فرزندان باید با احترام به والدین از دستور الهی سرپیچی نکنند، چنانکه امام رضا علیه السلام میفرماید: بِرُّ الْوالِدَینِ واجِبٌ وَ اِنْ کانا مُشْرِکَینِ، وَ لا طاعَةَ لَهُما فِی مَعْصِیةِ الْخالِقِ.[82]
نیکی به پدر و مادر واجب است اگرچه مشرک باشند، ولی در معصیت خالق، از آنان نباید اطاعت کرد.
امام سجاد علیه السلام لزوم پایبندی به دو خصلت نیکی به پدر و مادر و اطاعت از آنها را اینگونه بیان میکند: أَللَّهُمَّ اجْعَلْنِی أَهابُهُما هَیبَةَ السُّلْطانِ الْعَسُوفِ وَ أَبَرُّهُما بِرَّ الْأُمِّ الرَّئُوفِ[83] بار خدایا! چنانم کن که هیبت و شکوه پدر و مادرم، همچون شکوه پادشاهان مستبد و خودکامه در دلم جای گیرد و حال آنکه با آنان چون مادری مهربان باشم. در این فراز، امام به دو کار به ظاهر ضد هم اشاره کرده است تا ضمن آنکه هیبت آنان مانند یک پادشاه در نظرم باشد، مانند فردی بسیار مهربان با والدینم رفتار کنم. این مطلب بسیار زیبا بیان شده و نشاندهنده نهایت اهمیت دو طرف است؛ یعنی توجه به هیبت و احترام به پدر و مادر و نوعی فاصله گرفتن از ایشان و درعینحال، با آنان بسیار مهربان بودن و به آنها نزدیک شدن. در فرازی دیگر، شوق فراوان در نیکی به والدین و اطاعت از آنان را با جملههایی بسیار زیبا و آکنده از محبت بیان میکند: وَ اجْعَلْ طاعَتِی لِوالِدَی وَ بِرِّی بِهِما أَقَرَّ لِعَینِی مِنْ رَقْدَةِ الْوَسْنانِ وَ أثْلَجَ لِصَدْرِی مِنْ شَرْبَةِ الظَّمْانِ.[84]
بار خدایا! فرمانبرداری از پدر و مادر و نیکی و مهربانی مرا در حق ایشان برای من شادی بخشتر از به خواب رفتن بیخوابیکشیدگان و آب سرد نوشیدن جگرسوختگان گردان. نکته ای که باید دقت کرد، این است که اگر به پدر و مادر خود نیکی کردیم، نباید آن را دستاویز منت نهادن و مغرور شدن قرار دهیم. امام سجاد علیه السلام میفرماید: وَ أسْتَکْثِرُ بِرَّهُما بِی وَ إِنْ قَلَّ وَ أسْتَقِلُّ بِرِّی بِهِما وَ إِنْ کَثُرَ.[85]. و نیکوییشان را درباره خود، هرچند اندک باشد، بسیار شمارم و نیکویی خود را درباره آنها هرچند بسیار باشد، کم بدانم.
در فرهنگ اسلامی، به مهربانی و محبت به مؤمنان بسیار سفارش شده، ولی نسبت به پدر و مادر تأکید شده است. امام سجاد علیه السلام در دعا برای والدینش میفرماید: وَ اعْطِفْ عَلَیهِما قَلْبِی وَ صَیرْنِی بِهِما رَفِیقاً وَ عَلَیهِما شَفِیقاً. [86]و قلبم را به هر دو مهربان ساز و مرا نسبت به هر دو خوشرفتار و دلسوز قرار ده. لزوم مهربانی به والدین در روایات دیگر امامان نیز تأکید شده است. امام باقر علیه السلام میفرماید: أرْبَعٌ مَنْ کُنَّ فِیهِ بَنی اللهُ لَهُ بَیتاً فِی الْجَنَّةِ: مَنْ آوَی الْیتِیمَ، وَ رَحِمَ الضَّعِیفَ وَ أشْفَقَ عَلی والِدَیهِ وَ رَفَقَ بِمَمْلُوکِهِ.[87]چهار خصلت است که اگر در کسی باشد، خداوند برایش خانهای در بهشت بنا مینهد: کسی که به داد یتیمی برسد؛ به فرد ضعیفی مهربانی کند؛ بر والدینش شفقت بورزد و با زیردستانش دوستی کند. در قالب های ذیل میتوان محبت خودرا نسبت به والیدین ابراز نمود.
فروتنی در برابر والدین اهمیت زیادی دارد که یکی از جلوه های ویژه آن نرمخویی است. امام سجاد علیه السلام از خداوند میخواهد که با پدر و مادر نرمخو باشد و در نهایت تواضع، با آنان صحبت و رفتار کند. أللَّهُمَّ خَفِّضْ لَهُما صَوْتِی وَ أطِبْ لَهُما کَلامِی وَ ألِنْ لَهُما عَرِیکَتِی.[88] بار خدایا! صدایم را در برابر ایشان آهسته و سخنم را خوشایند و خویم را نرم گردان. امام صادق علیه السلام در تفسیر آیه «وَاخْفِضْ لَهُمَا جَنَاحَ الذُّلِّ مِنَ الرَّحْمَةِ»[89] میفرماید: لا تَمْلَأ عَینَیکَ مِنَ النَّظَرِ إِلَیهُما إِلاّ بِرَحْمَةٍ وَ رِقَّةٍ وَ لاتَرْفَعْ صَوْتَکَ فَوْقَ أصْواتِهِما وَ لایدَکَ فَوْقَ أیدِیهِما و لا تَتَقَدَّمْ قُدّامَهُما. خیره به آنها نگاه نکن، مگر از روی محبت و صدایت را از آنان بلندتر نکن و دستت را بالای دست آنان مبر (کاری را از آنان جلوتر انجام نده) و قدمت از آنان جلوتر نباشد. از این فراز استفاده میشود که نه فقط فحش دادن، کتک زدن و دیگر بیاحترامیها به والدین ممنوع است، بلکه به تعبیر قرآن کریم، باید با سخن لطیف و بزرگوارانه با آنان سخن گفت. این نکته از نظر معنا به این آیه نزدیک است: فَلاَ تَقُل لَهُمَا اُفٍّ وَلاَ تَنْهَرْهُمَا وَ قُلْ لَهُمَا قَوْلاً کَرِیماً.[90] به آنان اف نگو (کمترین اهانتی به آنها روا مدار) و بر آنها فریاد مزن و گفتار لطیف و بزرگوارانه به آنها بگو.[91]
اگر پدر و مادر به فرزند، ستم و او را اذیت کردند، آیا فرزند حق دارد که به بهانه عدالت، از آنان انتقام بگیرد؟ امام سجاد علیه السلام بعد از آنکه فرض ستم یا تباه کردن حق والدین را مطرح میکند، اینگونه پاسخ میدهد: فَهُما أوْجَبُ حَقًّا عَلَیَّ وَ أقْدَمُ إحْساناً إلَی، وَ اعْظَمُ مِنَّةً لَدَیَّ مِنْ انْ اُقاصَّهُما بِعَدْلٍ اوْ اجازِیهُما عَلی مِثْلٍ[92] زیرا حق ایشان بر من واجبتر و نیکیشان به من دیرینتر و نعمتشان بیش از آن است که من بخواهم آنها را به عدل و داد، قصاص یا مقابله به مثل کنم.
حضرت سجاد علیه السلام از خداوند میخواهد که فرزندانش و فرزندان تمام مسلمانان، مطیع پدر و مادر باشند و سزاوار «عاق والدین» نباشند: مُطِیعِینَ غَیرَ عاصِینَ وَ لا عاقِّینَ و لامُخالِفِینَ وَ لاخاطِئِینَ.[93] و (در انجام دستور، مرا) فرمانبر قرار ده، نه گناهکار و نه بدکننده و مخالفتکننده و خطاکار.امام در دعا برای پدر و مادر از خداوند میخواهد که مبادا عاق والدین شود: وَ لا تَجْعَلْنِی فِی أهْلِ الْعُقُوقِ لِلْآباءِ وَ الْأُمَّهاتِ یوْمَ تُجْزی کُلُّ نَفْسٍ بِما کَسَبَتْ وَ هُمْ لایظْلَمُونَ.[94] و مرا روزی که هر نفسی به آنچه کرده است، جزا داده میشود، درحالیکه به آنها ستم نمیشود، در جرگه کسانی قرار مده که با پدران و مادران بدرفتاری کرده و آنها را آزردهاند. عاق والدین چیست و حد و مرز آن کجاست؟ عقوق، از نظر لغوی به معنای شکافتن و بریدن است و عقوق والدین به معنای نافرمانی از پدر و مادر، بیاحترامی به آنان، کوچک شمردن و قطع ارتباط با آنها و هر کاری است که موجب آزار آنان شود. عاق والدین کسی است که با برخوردهای ناشایست زمینه نگرانی و نارضایتی آنان را فراهم سازد.[95] در روایات، درباره عاق والدین حدیثهایی آمده است که مرز، مصداق و نتیجه آن را بیان میکند. امام صادق علیه السلام میفرماید: أَدْنَی الْعُقُوقِ«أُفٍّ» وَ لَوْ عَلِمَ اللهُ (عَزَّوَجَلَّ) شَیئاً اَهْوَنَ مِنْهُ لَنَهی عَنْهُ. [96]پایینترین مرتبه عقوق «اف» است و اگر خداوند در علمش چیزی پایینتر و پستتر از این بود، از آن نهی میکرد.ایشان در مورد مصداقهای عقوق میفرماید: مِنَ الْعُقُوقِ أَنْ ینْظُرَ الرَّجُلُ إِلی وَالِدَیهِ فَیحِدَّ النَّظَرَ إِلَیهِما. از موارد عقوق و نافرمانی والدین، آن است که انسان به آنان خیره نگاه کند.معیار کلی در تحقق عقوق والدین آن است که پدر و مادر آزار بینند و این ممکن است به شیوههای مختلف صورت بگیرد. البته همانگونه که پیش از این گفتیم، در انجام واجبات و ترک محرمات، دستور خداوند مقدّم بر دستور والدین است و این موارد استثنا شدهاند.عاق والدین پیآمدهای دنیوی و اخروی فراوانی دارد که به یک نمونه بسنده میکنیم. امام هادی علیه السلام میفرماید: «اَلْعُقُوقُ یعَقِّبُ الْقِلَّةَ وَ یؤَدِّی اِلَی الذِّلَّةِ؛ نافرمانی والدین، تنگ دستی در پی دارد و به ذلت میکشاند»[97]بجاست دلیل حرام بودن نافرمانی پدر و مادر را با استفاده از حدیثی از امام رضا علیه السلام بیان و روشن کنیم که این گناه چه آثار ویرانگری بر فرد، خانواده و اجتماع میگذارد:
خداوند عقوق والدین را حرام فرمود؛ زیرا فرزندان را از احترام به فرمان خدا و احترام به پدر و مادر بازمیدارد؛ کفران نعمت انجام میگیرد؛ (پدر و مادر از نعمتهای بزرگ الهیاند.) سپاسگزاری از میان میرود؛ موجب کمی و نابودی نسل بشر میشود.
با توجه به مضامین عالی مندرج در صحیفه سجادیه مى توان ادعا کرد که کتاب صحیفه سجادیه تنها یک کتاب دعا نیست که انسان در خلوت و تنهایى بـدان تمسـک جویـد، بلکـه منبعى سرشار از معارف الاهى است که مى تواند افق هـای مختلفـى را بـر روی خواننـده آن بگشاید. یکى از این افق ها نحوه ارتباط بایسته با گروه های مختلف جامعه می باشد.
در این تحقیق بعد از تعریف اخلاق اجتماعی به بایسته ها و نبایسته هایی که مربوط به روابط گروهی می شود و بیان کلیاتی در معرفی صحیفه سجادیه ، دسته بندی معارف آن به سه بخش ارتباط با خدا ، ارتباط با خود و ارتباط با دیگران و مانند آن ، در فصل دوم به اصول اخلاقی در جامعه از دیدگاه صحیفه پرداختیم و ده اصل از اصول اخلاق در جامعه مانند صداقت ، رفق ومدارا، احترام به انسانیت ، تواضع ، وفای به عهد و عزت نفس بازگو شد و در فصل سوم اخلاق در خانواده در سه محور مطرح شد و در محور اخلاق همسر داری نکاتی مانند : خیر خواهی ، ایثارگری ، غیرت و همکاری بین زوجین ذکر شده و در محور اخلاق والدین با فرزندان ، به لزوم آموزش اخلاق و عقیده ، معرفی الگوهای صحیح و مانند آن پرداخته شد ودر محور سوم اصولی مانند نیکی به والدین ، کمک به والدین ، دعاگویی مستمر برای آنها ، اطاعت از والدین و نرم خویی سخن به میان آمد .
[1] جزایری، سید محمد علی،دروس اخلاق اسلامی، ج1، ص5
[2] حلبـى، 1382، ص178
[3] قائمى، علی، اخلاق ومعاشرت در اسلام ، ج 1،ص31
[4] آیت الله مصباح یزدی، محمد تقی، فلسفه اخلاق ، ج 1،ص16
[5] همان ، ص14
[6] علامه مجلسى، حیلیه المتقین، ص37
[7] سادات، محمد علی،اخلاق اسلامی، ص8
[8] کوئن، بروس، مبانی جامعه شناسی ،ص303
[9] کمالی، حسن ، اسرار ورموز اخلاق اجتماعی، ص 36
[10] ویلیامز، بیتا، ص 15
[11] حق شناس، حمید رضا،اخلاق اجتماعی در صحیفه، چکیده
[12] جزایری، محمد علی، اخلاق اسلامی، ص23
[13] آیت الله مصباح یزدی، اخلاق در قرآن، ج1، ص19
[14] رسول جعفریان، تاریخ سیاسی اسلام (تاریخ خلفا از رحلت پیامبر تا زوال امویان)، ، ج 2، ص540.
[15] مهدی پیشوایی، سیره پیشوایان، ، ص 265، به نقل از: مروج الذهب، ج 3، ص 67
[16] همان، به نقل از: تاریخ الادبالعربی، ج 2، ص 347.
[17]. سید محمدرضا حسینی جلالی، جهاد الامام السجاد علیه السلام ص190.
[18] حق شناس ، حمید رضا، اخلاق اجتماعی در صحیفه ، ص 24
[19]سید حمید فتاحی، صحیفه کامله سجادیه، همراه با پیامها، پاسخگوی نیازها، ، ص 18.
[20] امام سجاد علیه السلام ، الصحیفه السجادیه، ترجمه و شرح: سید علینقی فیضالاسلام، ، دعای 16، فراز 10.
[21] همان، دعای 23، فراز 3.
[22] امام سجاد علیه السلام ، الصحیفه السجادیه، ترجمه و شرح: سید علینقی فیضالاسلام، ، دعای 17، فراز 10.
[23] همان، دعای 20، فراز10.
[24] صالح غفاری، 1372، ص188
[25] سید حمید فتاحی، صحیفه کامله سجادیه، همراه با پیامها، پاسخگوی نیازها، ص 18.
[26] فرزانه، 1384، ص73
[27] همان،ص84
[28] همان
[29] همان، دعای 47، فراز69.
[30] الصحیفه السجادیه، دعای 20، فراز7.
[31] رکنى یزدی، 1383، ص84
[32] همان، دعای 45، فراز2.
[33] برزگر، 1383، ص41
[34] شـرف الدین الموسوی، 1386، ص241
[35] حسینى شیرازی، 1411، ص347
[36] شرف الدین الموسوی، 1386، ص242
[37] امام سجاد علیه السلام ، الصحیفه السجادیه، ترجمه و شرح: سید علینقی فیضالاسلام، ، دعای 26، فراز2.
[38] الصحیفه سجادیه ،دعای 31 ،فراز 11
[39] داوودی راد، 1375، چکیده
[40] حق شـناس، 1386، ص92
[41] همـان، ص78
[42] ممدوحى کرمانشاهى، 1381، ج1، ص257
[43] حق شـناس، 1386، ص93-94
[44] فلسفى، 1370، ج1، ص219-220
[45] . سید حمید فتاحی، صحیفه کامله سجادیه، همراه با پیامها، پاسخگوی نیازها، قم، میرفتّاح، 1385، ص 18.
[46] امام سجاد علیه السلام ، الصحیفه السجادیه، ترجمه و شرح: سید علینقی فیضالاسلام، ، دعای 49، فراز 10
[47]. احمد دیلمی، مبانی و نظام اخلاق، پژوهشگاه فرهنگ و اندیشه اسلامی، دانشنامه امام علی علیه السلام (اخلاق و سلوک)، ج 4، ص 101.
[48] جعفرعباس الحائری، بلاغة الامام علی بن الحسین علیه السلام ، ص171
[49] سید علی خان حسینی، ریاض السالکین فی شرح صحیفه سید الساجدین، ج 3، ص 299.
[50] روم، 21
[51] امام سجاد علیه السلام ، رسالة الحقوق (نسخه تحف العقول)، ترجمه: علی شیروانی، ، ص 46.
[52] محمد محمدی ریشهری، دوستی در قرآن و حدیث، ترجمه: سید حسن اسلامی، ص 200.
[53] . رسالة الحقوق، ص 46.
[54] سیری در رسالة الحقوق امام سجاد علیه السلام ، ج 2، ص 156.
[55] روم، 21
[56] مصطفی درایتی و دیگران، نمایهنامه موضوعی صحیفه سجادیه جامعه ، ج 1، ص 682.
[57] احمد بهشتی، خانواده در قرآن، ص 69، به نقل از: صدوق، امالی، ص3.
[58] . میزان الحکمه، ج 7، ص 3304.
[59] الصحیفة السجادیه، دعای 26، فراز 3.
[60] الصحیفة السجادیه، دعای 21، فراز 13.
[61] لصحیفة السجادیه، دعای 26، فراز5.
[62] الصحیفة السجادیة، دعای 25، فراز 2.
[63] محمد محمدی ریشهری، حکمت نامه کودک، همکار و مترجم: عباس پسندیده، ، ص150.
[64] یوسف بدیوی و محمد محمد قاروط، تربیة الاطفال فی ضوء القرآن و السّنة، ج 1، ص 435.
[65] لصحیفة السجادیه، دعای 25، فراز3.
[66] همان، فراز 5.
[67] حکمتنامه کودک، ص40، به نقل از: تحفالعقول، ص322
[68] پژوهشی در فرهنگ حیا، ص213.
[69] الصحیفة السجادیه، دعای 25، فراز 3.
[70] سید محمدحسین فضلالله، آفاق الروح، ج 1، ص 646.
[71] اسراء، 24
[72] لصحیفه السجادیه، دعای 24، فراز 3.
[73] همان، فراز 11.
[74] همان، فراز 7.
[75] ابیزکریا النووی، ریاض الصّالحین، دمشق، ، ص 155.
[76] همان، فراز 14.
[77] . میزان الحکمه، ج 14، ص 7084، به نقل از: مکارم الاخلاق، ج 1، ص 471،.
[78] الصحیفة السجادیه، دعای 24، فراز 13.
[79] . همان، دعای 25، فراز 4.
[80] سایت مقام معظم رهبری، بخش پرسشهای متداول.
[81] الصحیفة السجادیة، دعای 24، فراز 5.
[82] میزانالحکمه، ج 14، ص 7092، به نقل از: بحارالانوار، ج 72 ـ 74، ص55.
[83] الصحیفة السجادیة، دعای 24، فراز 5.
[84] همان.
[85] همان، فراز 6.
[86] همان.
[87] بحارالانوار، ج 71، ص 392.
[88] الصحیفة السجادیه، دعای 24، فراز 6.
[89] اسراء،24
[90] اسراء، 23
[91] سید هاشم بحرانی، تفسیر برهانج 4، ص547.
[92] الصحیفة السجادیة، دعای 24، فراز 10.
[93] همان، دعای 25، فراز 4.
[94] همان، دعای 24، فراز 11.
[95] سایت رشد، بخش فرهنگ، مباحث اخلاقی (daneshnameh.roshd.ir)
[96] شیخ عباس قمی، سفینة البحار، ج 4، ص 755
[97] میزان الحکمه، ج 14، ص 7100، به نقل از: بحار الانوار، ج 74، ص 84.